تبليغاتX


انتظار فرج

الهي! رجب گذشت و ما از خود نگذشتيم. الهي تو از ما بگذر.

ماه شعبان بر همگان مبارك باد.

..............

استشمام عطر خوشبوي رمضان از پنجره ملکوتي شعبان گواراي وجود پاکتان.

..............

شعبان و شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقية الله آمد

با جلوه سجاد، ابوالفضل و حسين

يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

...................

نام من سرباز كوي عترت است

دوره‌ي آموزشي‌ام هيئت است

پادگانم چادري شد وصله‌دار

سردرش عكس "علي" با ذوالفقار

ارتش حيدر محل خدمتم

بهر "جانبازي" پي هر فرصتم

نقش سردوشي من يا فاطمه است

قمقمه‌ام پر ز آب علقمه است

اسم رمز حمله‌ام "ياس علي" است

افسر ما فوقم "عباس علي" است

..............

حلول ماه شعبان و فرخنده ایام اعیاد شعبانیه بر عاشقان خجسته و میمون باد التماس دعا.

..............

تا بال و پر عشق به جانم دادند

در وادی عاشقان مکانم دادند

گفتم که کجاست کعبه‏ی اهل ولا

در گاه حسین (ع) را نشانم دادند

.............

حلول ماه شعبان المعظم و اعیاد سعید شعبانیه را به تمام ولایت مداران تبریک عرض می‏نمایم.

..............

حلول ماه مبارك شعبان و ميلاد با سعادت امام حسين عليه السلام بر عموم مسلمين جهان و شيعيان آن حضرت مبارك باد

..............

حلول ماه شعبان ماه رسول خدا محمد مصطفی (ص) مبارک باد.

..............

حلول ماه پر فيض شعبان، ماه آمادگي براي دعوت به مهماني بزرگ خدا بر عموم مسلمين مبارك

..............

آغاز ماه مبارک شعبان و اعیاد شعبانیه رابه همه مؤمنان و مسلمانان شادباش می‏گوییم. اللهم عجل لولیک الفرج.

..............

رسول خدا فرمود: رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است . حلول ماه مبارک شعبان بر همگان مبارک باد.

..............

حلول ماه شعبان ، ماه عبادت و بندگی ، و اعياد خجسته شعبانيه مبارک باد

..............

طلوع ماه شعبان، ماه رسول خدا ( ص ) ، مطلع النور ، ماه آماده‏سازی روح برای وارد شدن به ضیافت الله بر عموم شعبانیان مبارک‏باد

..............

فرا رسیدن ماه خجسته شعبان و اعیاد شعبانیه مبارک باد

..............

ماه شعبان ماه دعا و نیایش بر مومنان خدا جو مبارک باد.

..............

شعبان هم با تمام مولودهای عزیزش آمد. مبارک

..............

سلام ماه پیامبر خدا! فقط یک ماه تا مهمانی خدا مانده. خداوندا شوق این مهمانی را در دلهایمان سرشار گردان

..............

حلول مبارک ماه شعبان المعظم، ماه پیامبر اعظم(ص) مقدمه ماه میهمانی خدا بر آقا امام زمان(عج) و همه مسلمین جهان مبارک و خجسته باد.

..............

نسيم خوش ماه شعبان وزيدن گرفته است تا اشتياق ورود به ماه رمضان را در اين گرماي داغ تابستان لذت‏بخش كند، ماهي كه واسطه ورود به زيباترين ماه سال است

........................

حلول ماه مبارک شعبان المعظم بر عاشقان ولیعصر(عج) مبارک‏باد. به امید کامیابی شما در این ماه .

........................

حلول ماه مبارک شعبان ماه رسول خدا (ص) بر عموم مسلمانان جهان مبارک‏باد.

........................

شعبان ماه عیدها و عید ماه‏هاست . حلول ماه مبارک شعبان المعظم ماه پیامبر اعظم(ص) ماه عشق و رحمت خداوندی و اعياد خجسته شعبانيه بر همگان مبارک باد.

...................

ميلاد سه اختر تابناك علوي مبارك

..................

اعياد شعبانيه بر شما و خانواده مبارك باد

...................

تولد سه اختر فاضل است

حسين و سجاد و ابوفاضل است

.......................

ميلاد سومين اختر آسمان ولايت وامامت حضرت امام حسين(ع) و امام سجاد (ع) وحضرت ابوالفضل (ع) وحضرت ولي عصر حضرت مهدي (ع) را به همه شيعيان و دوستداران ولايت تبريك مي‏گويم.

........................

شعبان که مه سرور هر مرد و زن است

تابان ز وجود جلوه چهار تن است

هم مولد سجاد و اباالفضل و حسین

هم مولد پاک حجت بن الحسن است

........................

هر گل خوشبو که گل یاس نیست

هر چه تلألو کند الماس نیست

ماه زیاد است و برادر بسی

هیچ یکی حضرت عبـاس نیست

میلاد مبارک

........................

میلاد با سعادت سلطان عشق حضرت سید الشهدا (ع) و روز پا سدار امیر عشق حضرت عباس بن علی (ع) و روز جانباز و  پور عشق حضرت سیدالساجدین بر تمام محبان مبارکباد .

........................

ميلاد با سعادت سه پاره خورشيد نبوي (ص) اميرلحظات بي پايان نيايش حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) ماه رخشان حيدري خصال حضرت اباالفضل العباس (ع) زينت‏دهنده سجده‏گاه عاشقان حضرت امام سجاد (ع) بر شما دوست عزيز وره روان بزرگواران مبارك باد.

........................

عباس آمد تا برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد، شجاعت را تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گردد. میلادش مبارک.

........................

برخیز که نور ازلی می آیــــــــد

بر عالم ایجــــاد ، ولی می آید

مجموعه حسن و عشق و ایثار و کرم

یعنی که حسین بن علی می‏آید

........................

به جز حسين مرا ملجأ و پناهـي نيست

در اين عقيده يقيـــــن دارم اشتباهي نيست

ره نجات حسين است و دوستي حسين

به سوي حق بجز از اين طريق راهي نيست

اعیاد مبارک

........................

فرا رسيدن سه روز بزرگ و مقدس، 3و 4 و 5 شعبان، ميلاد بزرگ سالار شهيدان، حسين فاطمه؛ علمدار كربلا،ابوالفضل العباس و حضرت امام زين‏العابدين بر همه عاشقان مبارك باد.

........................

ميلاد ستارگان آسمان ولايت حضرت امام حسين(ع) ، حضرت امام سجاد (ع) و حضرت عباس(ع) بر شما مبارك باد.

........................

آمده از عــرش حق بر ما سروش

آمده مـي‏خوار و ساقي ، مي‏فروش

آمده سجاد (ع) و عباس (ع) و حسين(ع)

زين سبب بر پاست در عالـــــم خروش

........................

اعیاد شعبانیه بر همگان مبارک باد

........................

ماه شعبان ، ماه خوبی‌ها  رسید

ماه فضل و رحمت و رضوان رسید

بانگ آمد بر تمام خاکیان

چون حسین آمد به دنیا

نور اعلا هم رسید

بعد از آن آمد به دنیا ابوالفضل با وفا

در پی آن دو خوبان ، هم امام سجاد رسید

در نهایت می‏رسد در ماه شعبان

دو گل دیگر ز باغ رسول دو سرا

هم علی اکبر این پرچمدار زیبای جوان

هم گل نرگس زهرا، مهربان یار با وفا

ماه شعبان ماه خوبی و صفاست

در همه روزش ز مهر دنیای ما هم پر بهاست

..........................

حسین ای سلاله پاکان، حسین ای عصاره قرآن! دیده ی بشریت روشن که در طلوع ماه شعبان ، خورشید جمالت را به نظاره می‏ایستند

......................

چهارم شعبان ، روز شکفتن گل معطر ابالفضل (ع) بر شاخسار اهل‏بیت (ع) مبارک باد

........................

سلام بر عباس و سلام بر همه جانبازانی که با اقتدا به امام خود و بذل جانشان ، مفهوم رشادت و جانبازی را در عصر ما محقق ساختند ...

........................

پنجم شعبان ، میلاد زینت عابدان ، امام زین العابدین مبارکباد.

........................

ایام نشاط و شور امت آمد

هنگام سرور واخذ حاجت آمد

روز سه و چهار ماه شعبان

ازجانب حق سه پیک رحمت آمد

میلاد حسین است و ابوالفضل و علی

یعنی که سه منشأ سعادت آمد

آن ماه که ماه حاجتش میخوانند

ما بین دو خورشید امامت آمد

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/03ساعت 16:7  توسط  محمدرضادارابی   | 

 اعمال ماه شعبان المعظم

فضیلت ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌كنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

شیخ از صفوان جمال روایت كرده كه گفت : حضرت صادق علیه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى هست؟ فرمود بله همانا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مى‌دید به مُنادیى امر مى‌فرمود كه در مدینه ندا مى‌كرد: اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى شما. ایشان مى‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.

 سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که مى‌فرمود: از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلى الله علیه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حیات دارم ان شاء الله تعالى.

سپس مى‌فرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.

اعمال این ماه شریف بر دو قِسم است: اعمال مشتركه و اعمال مختصه .


اعمال مشتركه ماه شعبان

1- هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود.

2- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضى روایات "الْحَىُّ الْقَیُّومُ" پیش از "الرَّحْمنُ الرَّحیمُ" است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده مى‌شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماه‌هاى دیگر استغفار كند.

 3- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام می‌کند. از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بگیرد؟

 حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس  در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه یكى از شما شتر تازه متولد شده‌ای را تربیت مى‌كند تا آن كه در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

4- در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود. از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.

5- در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز اقامه شود؛ که در هر ركعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد بار صلوات فرستاده شود تا حق تعالى هر حاجتى که دارد را برآورد. چه در امور دنیوی و یا  در امور معنوی. و نیز روزه این ماه فضیلت بسیار دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت مى‌كنند. پس ملائكه عرض مى‌كنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌هاى آخرت او را برآورد.


 6- در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .

 7- در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیه‌السلام روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است :

اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِیَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَكِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً كَثیرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِكَ وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ اَحْیَیْتَنى تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّكَ سَیِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى كانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فى صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فى لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فى اِكْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى مَحَلِّ حِمامِهِ.

اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَى الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْكَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى اَلْقاكَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنى دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ .


8- در این ماه مناجات شعبانیه خوانده شود. این مناجات از ابن خالویه نقل شده و گفته این مناجات حضرت امیرالمؤمنین و امامان است.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُكَ وَاْسمَعْ نِدائى اِذا نادَیْتُكَ وَاَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَیْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیكَ مُسْتَكیناً لَكَ مُتَضرِّعاً اِلَیْكَ راجِیاً لِما لَدَیْكَ ثَوابى وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَمیرى وَلا یَخْفى عَلَیْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ وَ ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى واَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتى وَ اَرْجُوهُ لِعاقِبَتى وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُكَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَكُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى مِنْ سَریرَتى وَ عَلانِیَتى وَ بِیَدِكَ لا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضَرّى اِلهى اِنْحَرَمْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى یَرْزُقُنى وَ اِنْ خَذَلْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى یَنْصُرُنى.

اِلهى اَعُوذُبِكَ مِنَ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ اِلهى اِنْ كُنْتُ غَیْرَ مُسْتَاْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سِعَتِكَ اِلهى كَاَنّى بِنَفْسى واقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْكَ وَ قَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلى عَلَیْكَ فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنى بِعَفْوِكَ اِلهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِذلِكَ وَ اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَ لَمْ یُدْنِنى مِنْكَ عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُ الاِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَیْكَ وَسیلَتى.

اِلهى قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَیْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها اِلهى لَمْ یَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ اَیّامَ حَیوتى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنّى فى مَماتى اِلهى كَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لى بَعْدَ مَماتى وَ اَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى اِلاّ الْجَمیلَ فى حَیوتى اِلهى تَوَلَّ مِنْ اَمْرى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ اِلهى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فى الاُْخْرى اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصّالِحینَ فَلا تَفْضَحْنى یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى رُؤُسِ الاْشْهادِ اِلهى جُودُكَ بَسَطَ اَمَلى وَ عَفْوُكَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى اِلهى فَسُرَّنى بِلِقاَّئِكَ یَوْمَ تَقْضى فیهِ بَیْنَ عِبادِكَ اِلهى اعْتِذارى اِلَیْكَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرى یا اَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَیْهِ الْمُسیئُونَ.

اِلهى لا تَرُدَّ حاجَتى وَلا تُخَیِّبْ طَمَعى وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجاَّئى وَ اَمَلى اِلهى لَوْ اَرَدْتَ هَوانى لَمْ تَهْدِنى وَ لَوْ اَرَدْتَ فَضیحَتى لَمْ تُعافِنى. اِلهى ما اَظُنُّكَ تَرُدُّنى فى حاجَةٍ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْكَ اِلهى فَلَكَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً داَّئِماً سَرْمَداً یَزیدُ وَلا یَبیدُ كَما تُحِبُّ وَ تَرْضى اِلهى اِنْ اَخَذْتَنى بِجُرْمى اَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ اِنْ اَخَذْتَنى بِذُنُوبى اَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ اِنْ اَدْخَلْتَنىِ النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى اُحِبُّكَ اِلهى اِنْ كانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلى فَقَدْ كَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِكَ اَمَلى اِلهى كَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَیْبَةِ مَحْروماً وَ قَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِكَ اَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاةِ مَرْحُوما.ً

 اِلهى وَ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ اَبْلَیْتُ شَبابى فى سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ اِلهى فَلَمْ اَسْتَیْقِظْ اَیّامَ اغْتِرارى بِكَ وَ رُكُونى اِلى سَبیلِ سَخَطِكَ. اِلهى وَ اَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَیْنَ یَدَیْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَیْكَ اِلهى اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَیْكَ مِمَّا كُنْتُ اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیائى مِنْ نَظَرِكَ وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ اِلهى لَمْ یَكُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِكَ اِلاّ فى وَقْتٍ اَیْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِكَ وَ كَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِاِدْخالى فى كَرَمِكَ وَ لِتَطْهیرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ اِلهى اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَكَ وَاْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَاَطاعَكَ یا قَریبَاً لا یَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ وَ یا جَواداً لایَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ. اِلهى هَبْ لى قَلْباً یُدْنیهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ اِلهى إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ اَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوكٍ. اِلهى اِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنیرٌ وَ اِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ یا اِلهى فَلا تُخَیِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِكَ وَلا تَحْجُبْنى عَنْ رَاْفَتِكَ اِلهى اَقِمْنى فى اَهْلِ وِلایَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّیادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ اِلهى وَ اَلْهِمْنى وَ لَهاً بِذِكْرِكَ اِلى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتى فى رَوْحِ نَجاحِ اَسْماَّئِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ.

اِلهى بِكَ عَلَیْكَ اِلاّ اَلْحَقْتَنى بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِكَ وَالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ فَاِنّى لا اَقْدِرُ لِنَفْسى دَفْعاً وَلا اَمْلِكُ لَها نَفْعاً اِلهى اَنَا عَبْدُكَ الضَّعیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنیبُ فَلا تَجْعَلْنى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ اِلهى هَبْ لى كَمالَ الاِنْقِطاعِ اِلَیْكَ وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاَّءِ نَظَرِها اِلَیْكَ حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ اِلهى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَكَ وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَناجَیْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً.

اِلهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاْیاسِ وَلاَ انْقَطَعَ رَجاَّئى مِنْ جَمیلِ كَرَمِكَ اِلهى اِنْ كانَتِ الْخَطایا قَدْ اَسْقَطَتْنى لَدَیْكَ فَاصْفَحْ عَنّى بِحُسْنِ تَوَكُّلى عَلَیْكَ اِلهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْیَقینُ اِلى كَرَمِ عَطْفِكَ اِلهى اِنْ اَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتْعِدادِ لِلِقاَّئِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلاَّئِكَ اِلهى اِنْ دَعانى اِلَى النّارِ عَظیْمُ عِقابِكَ فَقَدْ دَعانى اِلَى الْجَنَّةِ جَزیلُ ثَوابِكَ.

اِلهى فَلَكَ اَسْئَلُ وَ اِلَیْكَ اَبْتَهِلُ وَ اَرْغَبُ وَ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَنى مِمَّنْ یُدیمُ ذِكَرَكَ وَلا و یَنْقُضُ عَهْدَكَ وَلا یَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَلا یَسْتَخِفُّ بِاَمْرِكَ اِلهى وَ اَلْحِقْنى بِنُورِ عِزِّكَ الاْبْهَجِ فَاَكُونَ لَكَ عارِفاً وَ عَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خاَّئِفاً مُراقِباً یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً كَثیراً.

این از مناجات‌هاى جَلیلُ الْقَدْر اَئمه عَلیهمُ السلام است.

اعمال مُختصّه ماه شعبان

شب اوّل

دوازده ركعت که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یازده مرتبه توحید خوانده شود.

روز اوّل

1- روزه‌ این روز فضیلت بسیار دارد و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده كه هر كه روز اوّل شعبان را روزه بگیرد براى او بهشت واجب می‌شود.

2- سید بن طاوس از حضرت رسول صَلَّى اللهِ علیه و آله براى كسى كه سه روز اوّل این ماه را روزه بگیرد ثواب بسیارى نقل كرده است.

3- در شب‌هاى سه روز اول دو ركعت نماز وارد شده که در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید یازده مرتبه خوانده شود.

روز سوّم 

روز سوم، روز مباركى است كه امام حسین بن على علیهماالسلام در این روز متولد گشت. از قاسم بن عَلاء همدانى وكیل امام حسن عسكرى علیه السلام نامه‌ای رسیده که مولاى ما امام حسین علیه‌السلام در روز پنجشنبه سوم شعبان متولد گشت پس این روز را روزه گرفته شود و دعای ذیل در آن روز خوانده شود.

 

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى هذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَكَتْهُ السَّماَّء ُوَ مَنْ فیها وَالاْرْضُ وَ مَنْ عَلَیْها وَ لَمّا یَُطَاْ لابَتَیْها قَتیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ یَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَالشِّفاَّءَ فى تُرْبَتِهِ والْفَوْزَ مَعَهُ فى اَوْبَتِهِ والاْوصِیاَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ وَ غَیْبَتِهِ حَتّى یُدْرِكُوا الاْوْتارَ وَ یَثْاَروُا الثّارَ وَ یُرْضُوا الْجَبّارَ وَ یَكُونُوا خَیْرَ اَنْصارٍ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ. اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَیْكَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسیَّئٍ اِلى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فى یَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ یَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ رَمْسِهِ.

اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَاحْشُرْنا فى زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ. اَللّهُمَّ وَ كَما اَكْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَ سابِقَتَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَ یُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَیْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلى جَمیعِ اَوْصِیاَّئِهِ وَ اَهْلِ اَصْفِیاَّئِهِ الْمَمْدُودین مِنْكَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَالْحُجَجِ عَلى جَمیعِ الْبَشَرِ. اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى هذَا الْیَوْمِ خَیْرَ مَوْهِبَةٍ وَ اَنْجِحْ لَنا فیهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَما وَ هَبْتَ الْحُسَیْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ .

از امام صادق علیه السلام برای این روز دعایی روایت شده که امام حسین علیه السلام در روز عاشورا خوانده‌اند: 

اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِى َُّعنِ الْخَلایِقِ عَریضُ الْكِبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیْكَ قادِرٌ عَلى ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ ما طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاً وَ اَرْغَبُ اِلَیْكَ فَقیراً وَ اَفْزَعُ اِلَیْكَ خاَّئِفاً وَ اَبْكى اِلَیْكَ مَكْرُوباً وَ اَسْتَعینُ بِكَ ضَعیفاً وَ اَتوَكَّلُ عَلَیْكَ كافِیاً اُحْكُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا (بِالْحَقِّ) فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوابِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ نَبِیِّكَ وَ وَُلَْدُ حَبیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ الَّذِى اصطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَائْتَمَنْتَهُ عَلى وَحْیِكَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

 شب سیزدهم

اولین شب از لَیالى بیض است و كیفیّت نماز امشب و دو شَبِ بعد در ماه رجب گذشت .

 

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/05/03ساعت 15:58  توسط  محمدرضادارابی   | 

 

اس ام اس ( پيامك) ويژه تولد امام علي عليه السلام /  روز پدر

 

علي پا به اين دنيا گذاشت و قلب عاشقان را محسور كرد. و همگان را با انساني آشنا كرد كه پدر تمامي آفريدگان پروردگارش لقب گرفت  روز پدر مبارك

 


روز تولد حضرت علي تنها روز پدر نيست ...

روز بزرگداشت مقام مردانگي و انسانيته ...

و اون گنجي يه كه هر كسي نمي تونه داراي اون باشه ...

روز موجودي با محبت به نام پدر ..

پدر عزيزم روزت مبارك

 


تبريك به كسي كه نمي دانم از بزرگي اش بگويم يا مردانگي، سخاوت، سكوت، مهرباني و... بسيار سخت است  پدرم روزت مبارك

 


روز مرد رو به مرد راستيني كه مقام زيباي مردانگي رو درك كرده تبريك ميگم  پدرم روزت مبارك

 


 پدر ، نام تو تكيه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزيزم تبريك عرض ميكنم .

 


نمك بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يك پسر مثل پدر گردد .

 


پدر عزيزم
از تو آموختم چگونه سبكبال زندگي كنم تا هجرتم نيز سبكبال باشد
اين بالهاي پرواز قناعت و اميد و عشق را تو به من بخشيدي

 


پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارك . از صميم قلب دوستت دارم . .

 


پدر جان ، نگاه مهربان و صداي دلنشينت هميشه مرحم دل من در اين غربت است ، بدان كه براي من بهتريني . روز پدر مبارك باد

 


پدرم راه تمام زندگيست ، پدرم دلخوشي هميشگيست . روزت مبارك باباجون

 


پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . .

 


روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم (هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم)

 


پدر ، نام تو تكیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریك عرض میكنم .

 


اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی

روز مرد مبارک

 


پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ... روزت مبارک .

 


علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک

 


روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک

 


بابای عزیزم ، روز پدر رو بهت تبریك میگم و صمیمانه بر دستای پینه بسته‌ات بوسه می‌زنم .


تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است

پدرم روزت مبارک

 


 میلاد مسعود اولین كوكب رخشان سپهر ولایت وامامت

بر عاشقان و شیفتگان حضرتش مبارك.

 


اسوه تقـوی علی و مظــهر ایمــان علی

عـزت آل پیمـــبر ، عاشــــق جانـان علی

منشــاء جـود و سخاوت ، موج دریای وفا

لعل رخشـــان ولایت ،گوهــر تـابـان علی

منبع مهــر و محبت ، صــاحب لطف و کرم

افتـــخار شیـعیان و آیت الـرحمــــان علی

میلاد نور بر شما مبارک

 


در میـــان کعـبه جـان ، پـرتـو حق جلــوه گر شــد

فاطمه بنت اســد هم ، صــاحب زیبـا پسر شــد

کعبه آن شب ، غـرقـه در نـور دل افـروز خـدا بـود

آسمان کعبه گویی ، مظــهر صــدها گهـــر شــد

عطــر جـانبخش بهشـتی در فضــای کعبه پیچید

تا کـه میـــلاد ســعید مـرتضی فخــر بشــر شــد

مـژده میـــلاد مـولا ، می کنــــد از غم رهـــــــایم

زین بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شـد

 


آن شهنشاهی كه بحر لا فتی را گوهر است

شحنه دشت نجف شاه ولایت، حیدر است

ذات پاك مرتضی را با كسی نسبت مكن

زانكه این آب حیات از چشمه سار دیگر است

معنی قول علی بابها آسان مدان

كاین سخن را صدجهان معنی به هر باكی در است

سرسبحانی كه پنهانست در نادعلی

هم به معنی مظهرش او هم به معنی مظهر است

 


وز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست ...

روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته ...

و اون گنجی یه که هر کسی نمی تونه دارای اون باشه ...

روز موجودی با محبت به نام پدر ..

پدر عزیزم روزت مبارک

 


من باعث فریادتم

حافظ اسم پاکنم

همیشه در کنارتم

مردانه در رکابتم

عشق من پدر من

همیشه در رویای من

اخ که چقدر سخته برام

بدون تو فردای من

من باعث فریادتم

حافظ اسم پاکنم

همیشه در کنارتم

مردانه در رکابتم

عشق من پدر من

همیشه در رویای من

اخ که چقدر سخته برام

بدون تو فردای من

 


پدرم

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد

سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد

لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز

به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد

روزت مبارک

 


مکه پر شور و شعف/ کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما/ آمده میر نجف

 


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،

اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

 


ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود

خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!

حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!

بال های خویش را دست توسل کرده بود

 


دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت

جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک

دیوار حرم به احترام تو شکافت

 


زان سبب ماه رجب ماه خداست

که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:

" چون که صد آمد نود هم پیش ماست"

 


 

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد

 


زد عشق تو خیمه در دل ما

حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت

از روز ازل خدا دل ما


ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

 


ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی لست

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است

 


هر کس که شود داخل حصن حیدر

ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود

سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

 


ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین

کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران

روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان


تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:

ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است

جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است

 


پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا


ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم

 

 


 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/14ساعت 17:0  توسط  محمدرضادارابی   | 

 

اس ام اس ( پيامك) ويژه تولد امام علي عليه السلام /  روز پدر

 

علي پا به اين دنيا گذاشت و قلب عاشقان را محسور كرد. و همگان را با انساني آشنا كرد كه پدر تمامي آفريدگان پروردگارش لقب گرفت  روز پدر مبارك

 


روز تولد حضرت علي تنها روز پدر نيست ...

روز بزرگداشت مقام مردانگي و انسانيته ...

و اون گنجي يه كه هر كسي نمي تونه داراي اون باشه ...

روز موجودي با محبت به نام پدر ..

پدر عزيزم روزت مبارك

 


تبريك به كسي كه نمي دانم از بزرگي اش بگويم يا مردانگي، سخاوت، سكوت، مهرباني و... بسيار سخت است  پدرم روزت مبارك

 


روز مرد رو به مرد راستيني كه مقام زيباي مردانگي رو درك كرده تبريك ميگم  پدرم روزت مبارك

 


 پدر ، نام تو تكيه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزيزم تبريك عرض ميكنم .

 


نمك بر زخم من شيرين تر از خواب سحر گردد ، جگرها خون شود تا يك پسر مثل پدر گردد .

 


پدر عزيزم
از تو آموختم چگونه سبكبال زندگي كنم تا هجرتم نيز سبكبال باشد
اين بالهاي پرواز قناعت و اميد و عشق را تو به من بخشيدي

 


پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارك . از صميم قلب دوستت دارم . .

 


پدر جان ، نگاه مهربان و صداي دلنشينت هميشه مرحم دل من در اين غربت است ، بدان كه براي من بهتريني . روز پدر مبارك باد

 


پدرم راه تمام زندگيست ، پدرم دلخوشي هميشگيست . روزت مبارك باباجون

 


پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . .

 


روز پدر رو به بابای خوب دست و دلبازم تبریک میگم (هم اکنون نیازمند یاری سبز شما می باشیم)

 


پدر ، نام تو تكیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریك عرض میكنم .

 


اگه یه مرد تو این دوره زمونه باشه اونم تویی

روز مرد مبارک

 


پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ... روزت مبارک .

 


علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کرد که پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک

 


روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

روزت مبارک

 


بابای عزیزم ، روز پدر رو بهت تبریك میگم و صمیمانه بر دستای پینه بسته‌ات بوسه می‌زنم .


تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است

پدرم روزت مبارک

 


 میلاد مسعود اولین كوكب رخشان سپهر ولایت وامامت

بر عاشقان و شیفتگان حضرتش مبارك.

 


اسوه تقـوی علی و مظــهر ایمــان علی

عـزت آل پیمـــبر ، عاشــــق جانـان علی

منشــاء جـود و سخاوت ، موج دریای وفا

لعل رخشـــان ولایت ،گوهــر تـابـان علی

منبع مهــر و محبت ، صــاحب لطف و کرم

افتـــخار شیـعیان و آیت الـرحمــــان علی

میلاد نور بر شما مبارک

 


در میـــان کعـبه جـان ، پـرتـو حق جلــوه گر شــد

فاطمه بنت اســد هم ، صــاحب زیبـا پسر شــد

کعبه آن شب ، غـرقـه در نـور دل افـروز خـدا بـود

آسمان کعبه گویی ، مظــهر صــدها گهـــر شــد

عطــر جـانبخش بهشـتی در فضــای کعبه پیچید

تا کـه میـــلاد ســعید مـرتضی فخــر بشــر شــد

مـژده میـــلاد مـولا ، می کنــــد از غم رهـــــــایم

زین بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شـد

 


آن شهنشاهی كه بحر لا فتی را گوهر است

شحنه دشت نجف شاه ولایت، حیدر است

ذات پاك مرتضی را با كسی نسبت مكن

زانكه این آب حیات از چشمه سار دیگر است

معنی قول علی بابها آسان مدان

كاین سخن را صدجهان معنی به هر باكی در است

سرسبحانی كه پنهانست در نادعلی

هم به معنی مظهرش او هم به معنی مظهر است

 


وز تولد حضرت علی تنها روز پدر نیست ...

روز بزرگداشت مقام مردانگی و انسانیته ...

و اون گنجی یه که هر کسی نمی تونه دارای اون باشه ...

روز موجودی با محبت به نام پدر ..

پدر عزیزم روزت مبارک

 


من باعث فریادتم

حافظ اسم پاکنم

همیشه در کنارتم

مردانه در رکابتم

عشق من پدر من

همیشه در رویای من

اخ که چقدر سخته برام

بدون تو فردای من

من باعث فریادتم

حافظ اسم پاکنم

همیشه در کنارتم

مردانه در رکابتم

عشق من پدر من

همیشه در رویای من

اخ که چقدر سخته برام

بدون تو فردای من

 


پدرم

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد

سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد

لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز

به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد

روزت مبارک

 


مکه پر شور و شعف/ کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما/ آمده میر نجف

 


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،

اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

 


ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود

خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!

حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین!

بال های خویش را دست توسل کرده بود

 


دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت

جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک

دیوار حرم به احترام تو شکافت

 


زان سبب ماه رجب ماه خداست

که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت:

" چون که صد آمد نود هم پیش ماست"

 


 

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد

 


زد عشق تو خیمه در دل ما

حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت

از روز ازل خدا دل ما


ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

 


ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی لست

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است

 


هر کس که شود داخل حصن حیدر

ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود

سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

 


ای تو کعبه را نگین/ یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر/ وی خلائق را امین

کن نظر ز روی لطف/ به تمام پدران

روز سیزده رجب/ ای امیر مؤمنان


تقدیم به پدر حقیقیمان، امام زمان-ارواحُنا فِداه:

ای سفر کرده ی موعود بیا / که دلم در پی تو دربه در است

جان ناقابل این چشم به راه / برگ سبزی به تو، روز پدر است

 


پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا


ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم

 

 


 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/14ساعت 17:0  توسط  محمدرضادارابی   | 
 

اس ام اس به مناسبت تبریک روز پدر و ولادت حضرت علی (ع)

اس ام اس به مناسبت تبریک روز پدر و ولادت حضرت علی (ع)

اس ام اس به مناسبت تبریک روز پدر و ولادت حضرت علی (ع)

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 18:21  توسط  محمدرضادارابی   | 

 

پيامک به مناسبت ميلاد با سعادت امام محمد تقي عليه السلام:

1. دل هواي ديدن رخسار جانان دارد امشب
آنکه از جودش جهان را غرق احسان دارد امشب
مي دهد عيدي رضا-ع بر شيعيان و دوستانش
جشني از بهر پسر، شاه خراسان دارد امشب

 

 2. آفتابي امشب از بيت رضا سر ميزند
کودکي لبخند در دامان مادر ميزند
آن که جودش خيره سازد چشم هر فرزانه را
و آن که با علمش به جان خصم آذر ميزند
*ميلاد نور مبارک*

 

3. امام جواد-ع:
افزوني نعمت از جانب خداوند بريده نشود تا شکرگزاري از سوي بندگان بريده شود.


ولادت باسعادت حضرت جواد الائمه برشما مبارک باد.

 

4. آسمان معرفت، گنج سخا، درياي جود
شهر فضل و دانش و بخشش بيايد در وجود
در شب ميلاد مسعود شه خوبان جواد
حق به روي عالم و آدم در رحمت گشود

 

5. شد باز به روي خلق، باب برکات
اي غرق گنه رسيد کشتي نجات
زن دست به دامان جواد و بفرست
بر احمد(ص) و آل او دمادم صلوات

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/12ساعت 13:59  توسط  محمدرضادارابی   | 


داستانى از مرحوم آيت اللَّه مرعشى نجفى


مرحوم "آيت اللَّه سيد شهاب‏الدين مرعشى" يكى از مراجع تقليد شيعه كه با تكميل كتاب "احقاق الحق" و تاسيس كتابخانه كم نظير خود، يكى از نيرومندترين نگهبانان فرهنگ شيعه محسوب مى‏شود، در يكى از ملاقات‏هايى كه با ايشان داشتم فرمود:

در نجف نزد عالمى بزرگوار (اين جانب براى حفظ بعضى از جهات از ذكرنام آن عالم معذورم) به طور خصوصى درس مى‏خواندم. آن عالم بسيار مهذّب و مورد احترام همگان بود، و از كثرت علاقه به امام زمان(عج) در افواه اهل نجف از منتظران ظهور محسوب مى‏شد.

روزى براى فراگيرى درس به محضرشان رفتم، ديدم گريه مى‏كند و بسيار پريشان است. علت آن را پرسيدم، فرمود: شب گذشته در عالم رؤيا امتحان شدم، ولى از امتحان بيرون نيامدم، در خواب به من گفته شد كه آقا ظهور كرده‏اند و در وادى السلام -مكان خاصى است كه گورستان نجف را در بردارد- مردم با او بيعت مى‏نمايند، به مجرّد شنيدن اين موضوع از جا حركت كردم و به عجله وارد خيابان شدم. ديدم غوغايى از جمعيت است و همه با سرعت هر چه بيشتر به سوى وادى السلام مى‏روند، هر كس به فكر اين است كه زودتر خود را به امام برساند و با جنابش بيعت كند.

ديدم عشق ديدار امام، مردم را چنان خود باخته ساخته كه كسى را با كسى كارى نيست و تمام علقه‏ها را به فراموشى سپرده‏اند؛ آنها كه تا ديروز به من عشق مى‏ورزيدند ديگر به من اعتنا نمى‏كنند، بلكه با لحنى تند مى‏گويند: آقا كنار رو و مانع راه ما نباش.

كوتاه سخن آنكه احساس كردم ظهور امام بازارم را كساد كرده است، از همانجا نقشه كشيدم كه در ملاقات با امام ايشان را محترمانه از ظهورش منصرف سازم. بعد از آنكه با هزار سختى به خدمتش رسيدم، عرض كردم: فدايت شوم! خودتان را به زحمت انداختيد، ما كارها را ساماندهى مى‏كرديم، نيازى نبود كه خود را گرفتار سازيد و زحمات طاقت فرساى رهبرى را به عهده بگيريد. با اين قبيل سخن‏ها مى‏خواستم امام را از ظهورش منصرف كنم، بعد از چند جمله از اين نوع گفتارها، يك مرتبه از خواب بيدار شدم و فهميدم كه هنوز لياقت حضرتش را ندارم.

نگارنده گويد: از اين حكايت، من و امثال من بايد حساب كار خود را بكنند؛ بدانيم كه تا اصلاح نشويم وحتى المقدور از آلودگى گناه و ظلمت هوا و هوس بيرون نياييم، انتظار همنشينى و ديدار آن عزيزِ ابرار و قدوه أخيار را نداشته باشيم.

آيينه شو، جمال پرى طلعتان طلب

جاروب كن تو خانه و پس ميهمان طلب

 

ديدگاه آيت اللَّه آقاى وحيد خراسانى در امر ملاقات

مرجع عظيم‏الشان و استاد محترم حضرت آيت اللَّه آقاى وحيد خراسانى كه علاوه بر مقامات عاليه فقه و اصول، در اين گونه اُمور هم كارشناس و خبره‏اند، بارها در جلسات خصوصى و عمومى فرموده‏اند: ملاقات در غيبت كبرى به دو صورت واقع شده و مى‏شود:

1 - ملاقات در حال اختيار.

2 - ملاقات در ظرف اضطرار.

ملاقات در حال اختيار فقط منحصر به افرادى نظير سيدبن طاووس است كه احياناً امام‏عليه‏السلام را ديده و شناخته و از او كسب فيض كرده‏اند.

و امّا ملاقات در حال اضطرار مربوط به افرادى است كه در حال گرفتارى شديد به ذيل عنايت امام متوسّل مى‏شوند، و امام‏عليه‏السلام خود و يا توسط افرادى كه دارند از او دستگيرى مى‏نمايد.

و نيز فرمودند: آنها كه در اثر لياقت و شايستگى به فيض ديدار موفق شوند، به كسى نمى‏گويند؛ ايشان در دنبال كلام‏شان اين شعر را مى‏خواندند:

اين مدعيان در طلبش بى‏خبرانند

[51] آن را كه خبر شد، خبرى باز نيامد

پيام نگارنده به توده مردم

اين جانب در مسئله فيض ديدار حضرت مهدى - عجل‏اللَّه تعالى فرجه - در زمان غيبت كبرا، پيرو نظر فقهاى شامخين و محدّثان واقع بين مى‏باشم، نه طرفدار تفريط هستم و نه گرفتار افراط؛ آنچه مورد نظر اشخاص برجسته و شناخته شده باشد قبول دارم و به انظار و افكار استوانه‏هاى علم و دين، از مرحوم كلينى و مفيد گرفته تا بزرگان عصر حاضر، احترام مى‏گذارم؛ همان‏گونه كه علامه بحرالعلوم وامثال او فرموده‏اند اين فيض را در حال اختيار، تابع سنخيّت روحى با ولىّ امر حضرت حجةبن الحسن العسكرى مى‏دانم، آن هم در چتر استتار و حفظ اسرار.

اين چنين نيست كه باب اين نعمت بر همه كس مسدود و اين طور هم نيست كه بر همه كس مفتوح باشد، تا كار به جايى رسد كه هر بيمار روانى يا درويش بيابانى و دكاندار خيابانى به خود اجازه دهد با ساختن يك خواب و يا تخيّل يك مكاشفه دروغين، خود را مدّعى ديدار و وابسته به آن شهريار معرّفى كند.

پيام من به توده مردم اين است كه طبق حديث علوى كه "در هر حركتى شناخت لازم است" [52] در بدو امر مرجع تقليد خودشان را از طريق خبرگان عادل مشخّص كنند و بعد از آن، بدون تأييد آن مرجع در امر دين به گفته هيچ سخنران و به كتاب هيچ نويسنده‏اى اعتماد نكنند، حتى همين كتاب مرا بدون تأييد نخرند و نخوانند.

پيام من به همه آنهايى كه از اقصى نقاط كشور، شبهاى چهارشنبه به اين اميد (ديدار امام) راهى جمكران مى‏شوند، اين است كه ما مكلّف به تحصيل مقدّمات ملاقات نيستيم، تكليف ما پيروى از مكتب آن بزرگوار، يعنى انجام واجبات و ترك محرمات است، امام را هم كه ببينيم غير از اين از ما انتظار ندارد.

پس بياييم خود را اصلاح و از لوث گناه پاك سازيم، چه موفق به ديدار بشويم يا نشويم. با خود انديشه كنيم كه آيا امام راضى است هر هفته هزاران زن، بدون اجازه شوهر و يا بدون همراهى با محارم خود، آن هم با حجاب ناقص و اجتماع مختلط به عنوان ديدن، به مسجد جمكران سفر نمايند؟!

آيا امام‏عليه‏السلام راضى است به نماز اهميّت داده نشود و محكمات دينى متروك و به فراموشى سپرده شود و به جاى آنها وقت خود را صرف شنيدن نوارهاى مبتذل و داستانهاى بى اساس بنماييم.

پيام من به اهل ديانت اين است كه از امر به معروف ونهى از منكر فاصله نگيرند، با عبادات ساختگى و مجعول پير زنان و يا صوفيّه و قلندران ستيز كنند، با اسراف و تجمل هر چند در چتر مسجد و محراب باشد مبارزه كنند، زنان را از اختلاط با نامحرمان نهى كنند، با مدّاحان دروغين و واعظان غير راستين مبارزه نمايند و صحنه هدايت را به دست با كفايت عالمان دل سوز و فقيهان متفكّر بسپارند.


ديدگاه مرحوم آيت اللَّه بروجردى در امر تبليغ

از مرحوم آيت اللَّه بروجردى نقل مى‏شود كه به طلاب مى‏فرمود: هر كه مى‏تواند تبليغ خداپسندانه كند، براى تبليغ برود و اگر نمى‏تواند و از عهده آن بر نمى‏آيد در قم بماند، و آنچه را كه ديگران درست كرده‏اند خراب نكند.

 

ديدگاه مرحوم آيت اللَّه حائرى در امر تبليغ

مرحوم آيت اللَّه حائرى صريحاً مى‏فرمود: كسى كه مجتهد و يا قريب الاجتهاد نباشد نبايد به منبر رود، مگر آنكه كتاب تأييد شده‏اى را همراه ببرد و از رو بخواند، ومى‏فرمود: تعارض احاديث و تزاحم حكايات و اخبار، نيروى تفكر لازم دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:37  توسط  محمدرضادارابی   | 


ملاقات با امام زمان‏عليه‏السلام

 

نگارنده قبول دارد كه در غيبت كبرا بعضى از نفوس قدسيّه چون سيّدبن طاووس وعلامه بحرالعلوم و شيخ محمد كوفى، موفق به ديدار يوسف فاطمه، حضرت مهدى موعود - روحى فداه - گرديده‏اند، اما اين لياقت نصيب هر شخص نمى‏شود، و تا كسى خود را مهذّب ننمايد و سنخيّت با آن نيّر وجود پيدا نكند، چنين نعمتى نصيب او نمى‏شود. (مقصود، ملاقات اختيارى توأم با شناسايى است).

 

ديدگاه علامه بحرالعلوم

علامه سيّد مهدى بحرالعلوم‏رحمةاللَّه - كه از اعاظم علماى اماميّه و داراى كرامات باهره بوده است - در بحث اجماع، راه جديدى را ابداع فرموده است كه از آن در گفتارِ علماىِ اصولِ قرنِ حاضر، به اجماع تشرّفى تعبير مى‏شود.

چكيده نظر ايشان اين است: در زمان غيبت كبرا براى بعضى از حاملين اسرار و علماى ابرار، توفيق تشرف حاصل و به ديدار امام نايل مى‏شوند، ولى چون مأمور به كتمان ديدارند، حكم خدا را در پوشش [43] اجماع ابراز مى‏دارند.

اين ديدگاه، مورد قبول محققان از علماى اصول واقع شده است، شيخ انصارى در كتاب "فرائد" آن را [44] پذيرفته، ولى در غايت ندرت دانسته است.

 

[45] صاحب "كفاية الاصول" نيز حصول آن را براى اوحدى از علما قبول نموده است.

مرحوم ملا احمد نراقى و ملا اسداللَّه شوشترى كه هر دو از اكابر فقها مى‏باشند فرموده‏اند: بسيارى از دعاها، استخارات، آداب و اعمال استحبابى كه مدرك روايى ندارند، بر اين اساس تدوين و تنظيم [46] گرديده‏اند.

 

تشرف علامه بحرالعلوم خدمت امام زمان‏عليه‏السلام

همان گونه كه درباره علامه بحرالعلوم ( 1212 - 1155) مرقوم شد، فيض شرفيابى او به حضور امام [47] عصر و ناموس دهر - عجل‏اللَّه تعالى فرجه الشريف - متواتر است.

محدث قمى در كتاب "فوائد رضويه" چند داستان براى ايشان نقل كرده است كه به چكيده بعضى از آنها در اين نوشتار اكتفا مى‏شود:

1 - بزرگان، از "ملّا زين‏العابدين سلماسى" كه از محارم اسرار سيد بوده است نقل كرده‏اند كه روزى ميرزاى قمى به ديدار سيّد آمد، وقتى مجلس خلوت شد ميرزا به سيّد گفت: از نعمت‏هاى غيرمتناهى كه به شما براى‏تان روزى شده، ما را به فيض برسانيد.

سيد فرمود: دو شب قبل (شب گذشته) در مسجد سهله فيض ملاقات برايم حاصل شد و مناجات امام زمان‏عليه‏السلام را با الفاظى جالب كه دل را منقلب و چشم را گريان مى‏كرد استماع نمودم؛ بعد از پايان مناجات، من را به نام فراخواندند، نزديك رفتم تا جايى كه دست من به آن جناب مى‏رسيد.

مرحوم سلماسى گويد: چون كلام به اينجا رسيد، سيّد وارد مطلب ديگرى شد. بعد از آن ميرزاى قمى خواستار ادامه داستان شد، ولى سيد به او فهماند كه اين از اسرار مكتوم است.

2 - باز از مرحوم سلماسى نقل شده است كه شخصى از سيّد پرسيد: آيا در زمان غيبت كبرا ديدار امام حاصل مى‏شود؟

سيّد در حالى كه مشغول كشيدن قليان بود، سر به زير انداخت و آهسته فرمود: چه بگويم در جواب او و حال آنكه آن حضرت من را در بغل كشيده و به سينه خود چسبانيده‏اند، و از طرفى تكذيب مدّعى ديدار آن بزرگوار وارد شده است.

سپس به آن سائل فرمود: از اهل بيت عصمت‏عليهم‏السلام تكذيب مدّعى ديدار رسيده است و ديگر براى او [48] چيزى نقل نكرد.

 

داستانى از ميرزاى شيرازى

مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ مرتضى حائرى فرمود: در جريان تحريم تنباكو، ميرزاى شيرازى با صلاحديد اصحاب خود، مانند مرحوم سيد محمد فشاركى، مصممّ شد استعمال تنباكو را كتباً تحريم كند، ولى حدود يك هفته اين كار به تاخير افتاد. اصحاب ميرزا ناراحت بودند، سرانجام مرحوم فشاركى - كه از اعاظم شاگردان ايشان محسوب مى‏شده است - به حضور ميرزا رفت و با كسب اجازه از ايشان، معروض داشت: چرا در صدور اعلاميه تحريم تنباكو، مسامحه مى‏كنيد؟

ميرزا فرمود: منتظر بودم مطلب توسّط دست ديگرى نوشته شود (امام زمان سلام اللَّه عليه)، امروز در سرداب مطهر اين حالت برايم حاصل شد و نوشتم وفرستادم: "اليوم شرب التوتون در حكم محاربه با امام [49] زمان‏عليه‏السلام است".

ديدگاه مرحوم آيت اللَّه حائرى

مرحوم آيت اللَّه حائرى در ملحقات شرح زندگانى والد محترم‏شان (مرحوم آيةاللَّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى) فهرستى را درباره فيض يافتگان ديدار، تنظيم نموده است، در آنجا مى‏نويسد: "اين فهرست كه نزديك به پانصد نفر مى‏رسد دلالت دارد بر نشانه‏هايى از حضرت خليفة اللَّه فى ارضه".

نگارنده گويد: ولى آنچه نزد اين جانب است بيشتر از سى داستان نيست، ظاهراً موفق به اتمام آن نشده‏اند.

در ميان اين آمار، داستان شيخ محمد كوفى - كه نامه براى مرحوم آيت اللَّه سيّد ابوالحسن اصفهانى آورد - و داستان مسجد حاج يداللَّه رجبيان در قم، و داستان ختم آيه نور - كه براى خودشان اتفاق افتاده است - و داستان شيخ عبداللَّه مهرجردى، وداستان منقول از ميرزا محمدباقر اصطبهاناتى در رابطه با طلبه‏اى كه از مقام خود صرف نظر كرده و به تهران براى تحصيل رفته است، به چشم مى‏خورد.

 

وظيفه مدعيان انتظار

حكايتى را شنيده بودم و در بعضى كتاب‏ها هم نوشته‏اند، چكيده‏اش اين است كه مردى طالب ديدار بود و در اين راه رياضت‏ها كشيده‏اند. شبى به او نويد مى‏دهند كه در فلان شهر (يكى از بلاد را نام مى‏برند) اين فيض نصيب تو مى‏شود. او خود را به آن شهر مى‏رساند. به او نويد داده مى‏شود كه امام درب دكان فلان كاسب قفل و كليد ساز نشسته‏اند. وى خود را به آن دكان رساند و به فيض ديدار نائل شد؛ اما در اثنا ملاحظه كرد كه پير زنى فرتوت قفلى را به بازار آورده و از بيچارگى آن را در معرض فروش قرار داده است. اهل بازار هر كدام آن قفل را به قيمت ناچيز ارزيابى نمودند، جز كاسبى كه امام در كنار دكّان او جلوس نموده بود؛ اين كاسب ارزش واقعى قفل را اعلام داشت و گفت: با اندك تنزّلى حاضرم آن را بخرم و به همان مقدار كمى كه تنزّل دادم در سود خود بسنده مى‏كنم.

پيرزن خرسند شد و قفل را به ارزش مذكور به او فروخت و رفت.

آن هنگام امام رو به آن مهمان طالب ديدار كرد و فرمود: اين طور باشيد تا ما خودمان شما را ديدار كنيم، و به زحمتِ رياضت، خودتان را گرفتار نكنيد.

امام صادق‏عليه‏السلام مى‏فرمايد: "من سرّ أن يكون من أصحاب القائم‏عليه‏السلام فلينتظر وليعمل بالورع ومحاسن الأخلاق، وهو منتظر، فإن مات و قام القائم بعده كان له من الأجر مثل أجر من أدركه، فجدّوا [50] وانتظروا، هنيئاً لكم أيّتها العصابة المرحومة".

 كسى كه دوست دارد يار امام زمان‏عليه‏السلام باشد، بايد انتظارش توأم با پارسايى و اخلاق حسنه باشد. اگر اين افراد قبل از قيام امام‏عليه‏السلام بميرند، اجرشان همانند كسانى است كه موفق به ياريش شده‏اند. بكوشيد و منتظر باشيد، گوارا باد شما را اى گروه بخشوده شده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:34  توسط  محمدرضادارابی   | 


كرامتى از حضرت معصومه‏عليهاالسلام


چون تمام نعمت‏هاى مادّى و معنوى اهل قم، به بركت حضرت فاطمه معصومه‏عليهاالسلام است و ما همگى از بركت قبر مطهرش متنعّم هستيم، از انصاف به دور است كه در اين كتاب از فضائلش نشود؛ بر اين اساس چكيده كرامتى را كه صاحب انوار المشعشعين در كتابش به عنوان يك امر متواتر درج نموده، در اين نوشتار مى‏آوريم. ايشان مى‏نويسد: يكى از خدّام آستانه مقدّسه حضرت معصومه به نام ميرزا اسد اللَّه، از ناحيه پاگرفتار بيمارى شقاقلوس (بى حسّى و فاسد شدن عضوى از اندام) گشته، جراحان بالاتفاق نظر به قطع پاى ايشان دادند، تا بيمارى به ديگر اعضا سرايت نكند.

ايشان مى‏گويد: حال كه بناست فردا پايم را قطع كنند، امشب مرا به حرم مطهر حضرت معصومه ببريد. او را به دوش مى‏كشند و به حرم مى‏آورند. خدّام در را بسته و او را به حال خود وا مى‏گذارند، وى از فشار درد تا صبح صادق فرياد مى‏زند. هنگام صبح خوابش مى‏برد و در عالم خواب خانم مجلّله‏اى را مشاهده مى‏كند كه به او مى‏گويد: ترا چه مى‏شود؟ جواب مى‏دهد: پايم فاسد شده و از خدا مى‏خواهم كه يا مرا مرگ دهد و يا شفا بخشد.

آن خانم گوشه مقنعه خود را چندين دفعه به پاى او ماليده مى‏فرمايد: تو را شفا داديم. عرض مى‏كند: شما كى باشيد؟ مى‏فرمايد: فاطمه دختر موسى‏بن جعفر.

او از خواب بيدار مى‏شود و خود را سالم مى‏يابد. فريادش بلند مى‏شود كه در را باز كنيد، شفا گرفتم. خدّام در را باز كرده، وى را خندان و سالم مى‏بينند.

شگفت اينكه مقدارى پنبه نزد او يافت مى‏شود كه هر مريضى آن را به موضع درد خود مى‏ماليد شفا [40] مى‏يافت، ولى در خرابى سيل قم آن پنبه مفقود گرديد.

حضرت معصومه در سال ( 201) قمرى در شهر قم، بعد از هفده روز بيمارى وفات يافت و در مقبره‏اى در محلّ فعلى مدفون گرديد، و بعدها چهار زن ديگر از خواتين اهل بيت‏عليهم‏السلام در كنار او دفن شدند.

ابتدا زينب دختر حضرت جوادعليه‏السلام سقفى از بوريا بر قبر بنا كرد. در سال ( 529) قمرى "شاد بيگم"، از زنان خاندان امير تيمور گوركانى، گنبد منور را ساخت، و در سال ( 925) قمرى به دستور شاه [41] اسماعيل صفوى تجديد بنا شد و بعدا فتحعلى شاه قاجار، گنبد را طلا نمود.

طبق روايتى كه در كتاب "كامل الزيارات" مذكور است، امام جوادعليه‏السلام فرمود:

[42] "وَمن زار عمّتي بقم فله الجنّة"

يا رب چه قشنگ است و چه زيبا حرم قم

چون جنّت اعلا، حرم محترم قم

بانوى جنان، اخت رضا، دختر موسى

دُردانه زهرا و ملائك، خدم قم

اين مژده بس او را كه بهشت است جزايش

هر كس كه زيارت كندش در حرم قم


افراطها و تفريطها


در اين بخش از نوشتار بر خود لازم دانستم كه بعضى از خرافات و كج انديشى‏ها را به ياد آورم تا گرفتار ترك نهى از منكر نشوم.

اين بحث را با مقدمه‏اى شروع مى‏نمايم.

علماى اخلاق گفته‏اند: عمده قواى انسانى چهار قوّه است: عاقله، واهمه، شهويه و غضبيه؛ از تعديل قوه عاقله و حكمت؛ و از تعديل قوّه واهمه (نيروى تصميم گيرى) عدالت؛ و از تعديل شهويه، عفت؛ و از تعديل غضبيه، شجاعت؛ به وجود مى‏آيد.

اين چهار اصل (حكمت، عدالت، عفت و شجاعت) ريشه تمامى اخلاق حسنه مى‏باشد.

آنچه در علم اخلاق مورد توجه است، تعديل قوا و جلوگيرى از افراط و تفريط مى‏باشد. مقصود نگارنده در اين نوشتار، بررسى بعضى از افراطها و تفريطهاى قوه عاقله است كه از افراط آن، به كج انديشى و ناباورى، و از تفريط آن، به ساده لوحى مى‏توان تعبير نمود.

آنچه مطلوب شرع و مورد توجه عقلا است، همان خوش فكرى و حكمت است، اما زودباورى و ناباورى هر دو مذموم و ناپسندند، نبايد هر چه مى‏خوانيم و مى‏شنويم بدون دليل بپذيريم، و نبايد بدون دليل آن را به باد ايراد و انكار بگيريم؛ ابن سينا گفته است: آنچه را كه امكان وجود دارد به مجرّد شنيدن نه باور كن و نه انكار، بلكه در بوته احتمال قرار ده و به دنبال برهان بر نفى و اثباتش برو.

متأسفانه از زمانهاى پيشين تا به امروز، جامعه گرفتار هر دو قشر افراطى و تفريطى بوده است، و انبياء در طول تاريخ با هر دو طائفه به مبارزه بر خاسته‏اند.

مشركان، راهِ تفريط، و ملحدان، طريقِ افراط را پيموده‏اند. امروز هم ما گرفتار هر دو طائفه هستيم، بعضى به محكمات و بديهيّات عقيده ندارند، و بعضى به هر خواب و خيالى به قيمت جان پايبند مى‏شوند.

در زمان گذشته طرفداران خرافه، روستائيان وافراد بيسواد بودند، ولى امروز خرافه پذيرى به افراد تحصيل كرده نيز سرايت نموده است.

شاهدى بر گفتار


چندى پيش در تهران، منزل يكى از دوستان - كه پزشكى محترم مى‏باشد - مهمان بودم. اهل مجلس نوعاً پزشك و افراد تحصيل كرده بودند. يكى از حاضرين كه اهل فضل و دانش بود اظهار كرد كه فلان شخص -يكى از معروفين- در خواب خدمت امام زمان‏عليه‏السلام رسيده و براى شيعيان و دوستان آقا هديه خواسته است. آقا فرموده‏اند: سوره بقره را از قرآنى كه مى‏خوانيد ورق بزنيد، در يكى از اوراق آن تار مويى از اندام و يا مژه‏اى از چشمان من مى‏يابيد، آن هديه محبان من خواهد بود.

براى آزمايشِ خواب، فوراً قرآنى را آوردند، مقدارى ورق زدند، مويى مشكى از مژه، در يكى از اوراق قرآن ديده شد، فرياد صلوات بلند شد، خواستند آن را با دست بردارند، در اين ميان گفته شد: بى وضو نمى‏شود، يك برگ چسب نوارى آوردند و آن را با چسب برداشتند. نزد يك يك افراد آوردند كه از روى چسب آن را ببوسد.

من كه اين مطلب را از اصل دروغ و خرافه مى‏دانستم، جوّ مجلس را بررسى كردم، ديدم مخالفت نتيجه معكوس دارد، ناچار ساكت شدم.

فقط به بعضى از افراد كه با آنان سابقه داشتم گفتم: اين يك جريان خرافى است باور نكنيد، زيرا هر كتابى كه مورد استفاده باشد، در ضمن ده يا بيست ورق آن تار مويى ديده مى‏شود، چون هنگام استفاده در مدت طولانى خواه ناخواه تار مويى از بدن جدا شده در ميان اوراق جا مى‏گيرد، و اساساً خواب هم حجيّت ندارد. از سوى ديگر، اندام يك نفر چه قدر مو دارد كه در ميليونها قرآن پخش شود؟

در هر حال، از اين روح خرافه پذيرى نتيجه گرفتم كه اگر ساكت بنشينم، طولى نمى‏كشد كه جريان "باب و بها" دوباره تكرار مى‏گردد، لذا بر آن شدم كه پيرامون چند موضوع وارد بحث شوم:

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:32  توسط  محمدرضادارابی   | 


توكّل و اطمينان به استجابت دعا در مسجد جمكران


جناب مستطاب آقاى حاج حبيب اللَّه بيگدلى (از اخيار قم و والد محترم صديق مكرّم جناب آقاى حاج شيخ مهدى بيگدلى) فرمود: مرحوم آقاى حاج شيخ عباس قمى -محدّث معروف- برادرى داشت به نام حاج مرتضى، اين مرد كاسب بود و چندان سوادى نداشت، امّا بسيار متديّن و خوش عقيده بود. روزى همسرش مى‏گويد: براى دخترمان رفته رفته بايد جهيزيه فراهم كرد. وى در جواب مى‏گويد: فعلاً وقت شوهر كردن او نيست. هر زمان به سنّ مقتضى رسيد، به مسجد جمكران مى‏روم و ترتيب كار را مى‏دهم. بعد از چند سال همسرش مى‏گويد: حالا وقت تهيه جهيزيه است، زيرا دختر به سن شوهردارى رسيده است.

حاجى مى‏گويد: رفتم مسجد جمكران تا ترتيب كار داده شود. مسجد مى‏رود و شب را بيتوته كرده، دعا و توسّل لازم را به عمل مى‏آورد. فرداى آن شب پياده برمى‏گردد. در اثناى راه، از درخت توتى كه هنگام بهره برداريش رسيده بود استفاده مى‏كند و سپس، زير آن درخت مى‏خوابد. بعد از استراحت راهى منزل مى‏شود. وقتى وارد مى‏شود مشاهده مى‏كند كه مرحوم آيت اللَّه سيد صدر الدين صدر موسوى، از علماى بزرگ قم، با طلبه جوانى در اتاق نشسته‏اند. مرحوم آقاى صدر مى‏فرمايد: كجا بودى؟ نزديك يك ساعت است به انتظار تو هستم. ايشان جريان را گزارش مى‏دهد.

مرحوم آقاى صدر مى‏فرمايد: من آمده‏ام تا دخترت را براى اين روحانى جوان خواستگارى كنم؛ تمام مخارج عقد و عروسى و جهيزيه با خودم مى‏باشد. از دخترت اذن بگير؛ در صورتى كه موافقت نمايد عقد ازدواج را جارى كنم. ايشان مطلب را با همسر و دخترش در ميان گذاشته موافقت آنان را جلب مى‏كند و در همان مجلس، عقد نكاح جارى مى‏شود و تمام هزينه را مرحوم صدر مى‏پردازد و پس از يك [37] هفته، مجلس عروسى برگزار مى‏گردد. "وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ".

 

داستان حاج سيد مرتضى حسينى

صديق مكرّم آقاى حاج سيد عباس حسينى (واعظ) كه چند ماه قبل مرحوم شد از پدرش مرحوم سيد مرتضى حسينى كه از تربيت شدگان مرحوم حاج شيخ محمّد تقى بافقى است، جريانى را نقل كرد؛ از ايشان خواستم آن را بنويسد، قبول فرمود. چكيده آن نوشته كه نزدم موجود است اين چنين است:

مرحوم سيّد مرتضى، منزل مسكونى خود را به يكصد و هشتاد تومان به طور اقساط پنج ماهه، خريدارى كرده و در سر رسيد اوّلين قسط با تهى دستى روبرو مى‏شود. به مسجد جمكران رفته و به امام زمان‏عليه‏السلام متوسّل مى‏شود.

مرحوم حاج اسداللَّه خرّاز قمى كه از دوستان متديّن مرحوم سيّد مرتضى بوده و حدود چهل سال سيّد براى او روضه هفتگى مى‏خوانده، او را ديدار كرده و مى‏گويد كه در خواب از طرف حضرت ولى عصرعليه‏السلام مأمور شدم اقساط خانه‏ات را بپردازم (ظاهرا حاج اسداللَّه از اصل خريد خانه هم بى خبر بوده) سيّد قبول مى‏كند و تمام اقساط منزل به بركت توسّل به حضرت بقية اللَّه توسط حاج اسداللَّه پرداخت مى‏گردد.

مرحوم حاج سيد عبّاس مى‏گفت: آقاى حاج اسداللَّه، پدرم را وصىّ خود قرار داد. بعد از فوت حاجى، پدرم تمام مراسم واجب و مستحب را براى او انجام داد. آن شب بر اثر خستگى، بعد از نماز مغرب و عشا خوابش گرفت. نيمه شب از جا برخاست. خيال كردم ناخوش است. گفتم: چه شده؟ گفت: الآن حاج اسداللَّه را خواب ديدم. به من گفت: همه كارها را انجام داديد، مگر نماز ليلة الدفن را، تا دير نشده برخيز آن را هم به جا آور. حال مى‏خواهم آن نماز را بخوانم. پدرم به من گفت: سيّد عباس، ببين حاجى در شب اوّل قبرش چقدر فراغ خاطر دارد.

يك داستان آموزنده

در سال ( 1340) شمسى كه در مشهد مقدّس تحصيل مى‏كردم، در يكى از شب‏هاى جمعه به منزل آقاى حاج آقا حسن قمى، فرزند مرحوم حاج آقا حسين قمى (مجتهد معروف) براى استماع موعظه كه خود متصدّى آن بود رفتم. ايشان در ضمن نصايحى كه داشتند، به زائران مرقد مطهر حضرت رضاعليه‏السلام سفارش مى‏كرد كه خودشان را اصلاح كنند و از معصيت اجتناب نمايند، آنگاه فرمود: دوستى دارم از تجّار تهران كه محلّ وثوق مى‏باشد. وى برايم گفت: شريكى دارم كه چندى قبل براى زيارت به مشهد آمد. چند روز بعد از سفر او، در خواب مشاهده كردم كه من هم براى زيارت مرقد مطهر امام وارد حرم شدم. وقتى وارد روضه مقدّسه شدم، ديدم كه حضرت رضاعليه‏السلام در يك بلندى نشسته و وضع زائران خود را مشاهده مى‏كند و به آنان احترام مى‏گذارد.

در اين بين ديدم كه شريك من هم داخل جمعيّت است و دارد اطراف ضريح طواف مى‏كند. ولى وقتى مقابل امام رسيد دستش را براى زدن سيلى به امام، دراز كرد! امام با عقب كشيدن چهره خود آن سيلى را رد نمود. طولى نكشيد كه آن مرد مجدّدا مقابل امام آمد و دستش را به طرف امام دراز كرد! اين بار هم سيلى به چهره امام اصابت نكرد. بعد از مدت كوتاهى براى بار سوم دستش را دراز كرد و يك سيلى به چهره نورانى آن حضرت زد! اين بار سيلى به صورت امام اصابت نمود، به طورى كه رنگ چهره تابناك امام نيلگون گرديد! از خواب بيدار شدم و در فكر فرو رفتم.

بعد از چند روز كه شريكم از سفر برگشت، به ديدار او رفتم و در خلوت، خواب را برايش بازگو نمودم. ديدم رنگ صورتش عوض شد و گفت: اين خواب حقيقت دارد! من مشغول طواف بودم و به يكى از شبكه‏هاى ضريح دست انداختم، در كنارم زنى بود جوان، شيطان وسوسه‏ام كرد و او را به گناه دعوت كردم. آن زن اعتنا نكرد. يك دور ديگر زدم و باز كنار او قرار گرفتم و او را به گناه فرا خواندم. باز آن زن اعتنا نكرد. براى بار سوم، در اثر وعده‏هايى كه دادم، او را رام كردم و از همانجا براى انجام گناه و [38] بى عفّتى همراه خود بيرون آوردم و سر انجام آلوده گناه منافى با عفت شديم.

نگارنده مى‏گويد: اختلاط مرد و زن نامحرم در معرض گناه است. گرچه اين اختلاط در حرم مطهر امام رضاعليه‏السلام باشد. از عيسى‏بن مريم روايت شده است:

[39] ايّاكم والنظرة فإنّها تزرع في قلب الشهوة و كفى بها لصاحبها فتنه".

 از نگاه به نامحرم پرهيز كنيد زيرا در دل نگاه كننده تخم شهوات رإ؛''كك كشت مى‏كند و همان براى گرفتارى انسان كافى است".


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:29  توسط  محمدرضادارابی   | 


وضع فعلى مسجد جمكران و برنامه ريزى براى آينده



در حال حاضر فضاى مسجد و اطراف آن صدها هزار متر مربع را است.

در گزارشى آمده است كه طبق طرح تصويبى سال  1376شمسى، طرح جامع مسجد شامل چهار صد هكتار اراضى منطقه  است كه حدود چهل هكتار (چهارصد هزار متر) محدوده داخلى مسجد پيش بينى شده است. در بخش ديگر اين گزارش آمده است كه سالانه حدود پانزده ميليون نفر به مسجد جمكران [34] مى‏آيند.

 

مشاهدات عينى نگارنده در شهريور 1378

چون نوبت به بيان وضع مسجد در حال حاضر رسيد، براى اينكه چيزى را بدون تحقيق ننويسم، عصر روز سه شنبه نهم شهريور ( 1378) شمسى، مطابق با پانزدهم جمادى الثانى ( 1420) قمرى، ابتدا با بعضى از دوستان از كوه خضر ديدن نمودم. اين كوه حدّ فاصل بين قم و جمكران است و حدود سه كيلومتر با جمكران فاصله دارد. راه اين كوه در حال حاضر منحصر به جاده‏اى است كه از شهرك امام خمينى به آن كوه منتهى مى‏شود. از پايين كه نگاه شود، چندان مرتفع نيست، ولى از بالاى آن بسيار مَهيب و مرتفع به نظر مى‏رسد، وقتى از بالا به پايين نگاه شود گويا از هواپيما به زمين نگاه مى‏شود. آن چنان حيرت آور و وحشت‏انگيز است كه پايين آمدن را بر انسان دشوار مى‏سازد.

افضل‏الملك كه در سال ( 1310) قمرى از اين كوه ديدن كرده است مى‏نويسد: وجه تسميه اين كوه به خضر اين است كه مى‏گويند: در اينجا حضرت خضر ديده شده است. وى مى‏نويسد: از قديم اوتاد و [35] اقطاب در آن كوه به اعتزال به سر مى‏بردند.

در بالاى كوه مسجد كوچكى است، داراى محراب و جالب توجّه. نگارنده نماز مغرب را در آنجا خواندم. صاحب كتاب انوار المشعشعين كه در سال ( 1302) قمرى به تدوين آن كتاب اشتغال داشته است مى‏گويد: شخصى نذر كرد كه هرگاه حاجتش روا شود براى بالا رفتن به آن كوه پلّه بسازد، چون حاجت روا شد، [36] سيصد پلّه براى آن كوه درست كرد.

ولى در حال حاضر، جاده را به صورت مارپيچ درست كرده‏اند و انسان به آسانى مى‏تواند بالا رود. قلّه كوه را هم تسطيح نموده‏اند، به طورى كه جمع زيادى مى‏توانند در بالاى كوه اجتماع كنند. از قرار مسموع در سال گذشته، بعضى از ارگانهاى دولتى در آنجإ؛""كك مراسم خواندن دعاى عرفه را بپا داشتند. در هر حال اين كوه حيرت افزا و ديدنى است. كسى كه مكّه را ديده و به جبل النور رفته باشد در بالاى اين كوه به ياد غار حرا مى‏افتد.

در بالاى كوه احساس معنويّت مى‏شود و تمام شهر و اطراف آن به خوبى ديده مى‏شود. خصوصيات آن كوه قابل توصيف نيست. امكانات عيّاشى در آنجا وجود ندارد، لذا هر نوع شايعه مركزيت آن كوه براى گناه تكذيب مى‏شود.

بعد از اداى فريضه مغرب، راهى مسجد جمكران شديم. حدود نيم ساعت از شب گذشته بود كه وارد شبستان مسجد شدم. به سختى توانستم جايى براى نماز عشا پيدا كنم. بعد از فريضه عشاء براى بررسى اوضاع از شبستان خارج شدم. تمام فضاى رو باز اطراف مسجد كه چندين هزار متر مربع مى‏باشد، زير پوشش جمعيت بود.اكثر مردم به نماز و دعا مشغول بودند و هر دقيقه به عدد آنان اضافه مى‏شد.

از آنجا، راهى درمانگاه مجلّل و مجهّز مسجد جمكران شدم. آمارى از دكترهاى متديّن كه رايگان براى معاينه و نسخه نويسى به آن درمانگاه مى‏آيند در تابلوى بزرگى نوشته شده بود. داروخانه‏اش داير و فضايش مملوّ از مسافر بود.

بعد از مدّتى كوتاه به طرف مسجد آمدم. صدها دستگاه وسيله نقليه از كوچك و بزرگ در بيابانهاى اطراف به چشم مى‏خورد. سيل خروشان جمعيت رو به افزايش بود و از بلندگوهاى مسجد صداى قرآن طنين انداز بود.

بعد از ديدار با بعضى از اعضاى هيئت مديره و صرف شام، مجدّدا از فضاى روباز مسجد مسير خروجى را طى كردم. با دقت وضع مردم را زير نظر گرفتم. اكثر آنان مشغول دعا و نماز و عبادت بودند. مجموع اين وضعيت در داخل فضاى روباز، منظره مسجد الحرام و منظره منى و عرفات را در ذهن انسان تداعى مى‏نمود. در اين هنگام، مدح امام زمان از بلندگوى مسجد پخش مى‏شد. اوضاع سمعى و بصرى آن چنان جذّاب بود كه قابل توصيف نيست. از داخل تاكسى مشاهده كردم كه يك روحانى محاسن سفيد، از ديدن اين منظره و شنيدن مدح امام زمان‏عليه‏السلام آن چنان به وجد آمده كه گويى به طرف مسجد پرواز مى‏كند و با ريختن اشك چشم و تكان دادن دستها گويا امام را مى‏بيند. خلاصه چنان از خود بيخود بود كه اين بنده سنگدل را به گريه انداخت.

از بعضى در مقام انتقاد شنيده مى‏شود كه به بهانه جمكران، بعضى از مردم راهى صحنه گناه مى‏شوند. پاسخ ايشان مثل مشهور است: "براى يك بى نماز، درِ مسجد بسته نمى‏شود". از يك اجتماع چند هزار نفرى نبايد توقّع عصمت داشت. انجام چند جرم يك امر طبيعى هر اجتماع است.

اشكال تراشان بيايند اشكال را برطرف كنند و از اين جمعيت كه با هزينه خود از اطراف كشور به اين مكان مى‏آيند با امر به معروف و نهى از منكر و تبليغات صحيح بهره بردارى كنند. اين اجتماع عبادى در هر مكانى باشد آن مكان، مقدّس مى‏شود و در هر بيابانى كه فرياد و ضجّه بلند نمايند، جاى استجابت دعا مى‏گردد. همه بايد جمع شويم از افراط و تفريطها و اسراف كاريها، تجملات و خود سريها بكاهيم و آن چنان را آن چنان‏تر بنمائيم.

اى به كشور ايمان، شهريار بى همتا!

وى به عرصه امكان، گنج علم سبحانى!

آيت خدايى تو، جان مصطفايى تو

قلب مرتضايى تو، هفت سرّ قرآنى

هم نهانى و هم پيدا، در مَثَل چو خورشيدى

گر چه از نظر چندى است زير ابر پنهانى

اى عجب به پنهانى، مى‏زند ره دلها

نرگست به شهلايى زلفت از پريشانى!

از رخت نقاب افكن، راز عالمى بگشا

تا عيان شود بر خلق، سرّ اوّل و ثانى

حال ما مسلمانان، در هم است و بى سامان

درد ما شود درمان، از لبت به آسانى

خاطرِ "الهى" را از رخت چون ماه افروز

كز غمت شب هجران، در هم است و ظلمانى

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:27  توسط  محمدرضادارابی   | 


چند ديدگاه از صاحب كتاب انوار المشعشعينالف : درباره تاريخ قم


مرحوم حاج شيخ محمّد على قمى، صاحب كتاب "انوار المشعشعين" كه در سال ( 1302) قمرى به تأليف آن كتاب اشتغال ورزيده است، تصريح كرده كه وى به هشت باب از ترجمه تاريخ قم دست يافته است. آن چنان كه مرحوم حاجى نورى از "رياض العلماء" نقل كرده است، وى فرموده است: صاحب "رياض [30] العلماء" نيز به هشت باب از ترجمه تاريخ قم دست يافته است.

در حالى كه علامه مجلسى‏رحمةاللَّه، با آن همه امكانات تنها به پنج باب از ترجمه كتاب دست يافته است و در حال حاضر نيز، بيش از همان پنج باب موجود نيست.

 

ب: درباره كتاب "خلاصة البلدان"

وى در مقدمه كتابش مى‏نويسد: كتاب "خلاصة البلدان" از تأليفات صفى الدين محمّدبن محمّدبن هاشم حسينى رضوى قمى است كه خود در اول كتاب مى‏نويسد: از سال  1179به خواهش ملّا محمّد صالح [31] معلم قمى آن را تأليف نمودم.

ايشان در بخش ديگرى از كلام خود مى‏نويسد: صفى الدين رساله‏اى مى‏نويسد كه مشتمل بر مقدارى از اخبار قم، و حديث خبر دادن امير المؤمنين‏عليه‏السلام به پسر يمانى از شرافت زمين قم و كيفيّت بناء مسجد جمكران و اسم آن را "خلاصة البلدان" گذارده است.

 

ج: درباره مسجد جمكران

وى مى‏نويسد: مخفى نماند كه يكى از مواضع مشرفه و مساجد مقدّسه قم، مسجد جمكران است كه حضرت حجّت‏عليه‏السلام را در آن مقام ديده‏اند، و حضرت امر به بناء مسجد نموده است، و چه مقدار از آيات [32] الهى و معجزات و نوادر كرامات در آن مكان مقدّس ديده شده كه باعث حيرت است.

 

د: درباره حديث فرزند يمانى

وى حديثى را ازكتاب "خلاصةالبلدان" به‏نقل از كتاب "مونس‏الحزين" نقل كرده است كه خلاصه حديث چنين است:

امير مؤمنان على‏عليه‏السلام به پسر يمانى فرمود:

قائم آل محمّدعليه‏السلام از شهر قم ظهور مى‏كند و مردم را دعوت به حق مى‏كند، و همه خلايق از شرق و غرب به سوى آن شهر حركت مى‏كنند، و اسلام تازه گردد ... و رايت (پرچم) در اين كوه سفيد بزنند به نزد دهى كهن كه در جنب مسجد است و آن را جمكران خوانند. [33]

وى در اين كتاب پنج كرامت از سيّد عبدالرحيم، خادم مسجد جمكران نقل نموده و چون او را توثيق نكرده است از درج آن خوددارى مى‏شود.

نگارنده گويد: كتاب "خلاصة البلدان" به سعى فاضل معاصر جناب آقاى سيد حسين مدرسى طباطبائى - از دوستان قديمى نگارنده - در سال  1396قمرى به چاپ رسيده است، وى به دو نسخه خطى ناقص از اين كتاب دست يافته است كه فاقد خبر مسجد و خبر پسر يمانى است؛ از ايشان اميد بود كه با تتبّع بيشتر به نسخه كامل دست مى‏يافت و در نتيجه، خدمت بيشترى را ارائه مى‏داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:24  توسط  محمدرضادارابی   | 


موقعيت مسجد مقدّس جمكران در سى سال پيش ( 1390قمرى)

 

نگارنده به خاطر دارد كه حدود سى سال قبل مسجد جمكران در محوطه‏اى كوچك قرار داشت، و اطراف آن حجرات معدودى به صورت اطاق‏هاى مدارس دينى براى سكونت واردين ساخته شده بود و معمولاً فقط  در شب و روزهاى جمعه و شبهاى خاص، عدّه اندكى از صالحان و عابدان و افراد مضطر و پريشان به آنجا مى‏رفتند و در غير اين ايام كسى در آنجا ديده نمى‏شد.

در يكى از ليالى متبركه ماه رجب، نگارنده با چند تن از دوستان، پياده به مسجد مشرّف شديم و شب را به احياء گذرانديم و به قصد روزه فرداى آن، سحرى آماده نموديم. آن شب جز ما چند نفر، شخص ديگرى آنجا نبود.

آب انبار كوچكى در كنار مسجد بود كه آبش چندان تعريف نداشت، حفره‏اى به نام چاه صاحب الزمان‏عليه‏السلام بود كه روى آن را با پنجره‏اى آهنى گرفته بودند و از شكافهاى آن عريضه به داخل چاه مى‏انداختند. جاده آن خاكى و نوعا افرادى كه عازم آنجا مى‏شدند پياده مى‏رفتند.

كوتاه سخن، اين مسجد با آن سابقه كهن و گزارشات تاريخى و روايى، رونق چندانى نداشت و جز افراد خاص، كسى به آنجا نمى‏رفت (و اين امرى است كه انگيزه جعل را منتفى مى‏سازد، زيرا تا پول و مقام و منصب در كار نباشد، انگيزه جعل به وجود نمى‏آيد) در عين حال افراد معدودى در گرما و سرما مقيد بودند كه رابطه خود را با اين مكان مقدّس حفظ نمايند.

مرحوم حاج شيخ مرتضى انصارى قمى كه واعظى زبردست بود، در منبر مسجد امام حسن‏عليه‏السلام قم فرمود: من مقيد بودم شبهاى جمعه را جمكران باشم، در يكى از شب‏هاى زمستانى در مسجد بيتوته كرده بودم. برف هم مى‏باريد. خوابيدم و نياز به غسل پيدا كردم. به تنهايى در دل شب در جاده پر از برف پياده آن هم با نعلين به قم آمدم و بعد از انجام غسل مجددا به مسجد برگشتم و به عهد خود وفا كردم.

از حرفهاى ايشان استفاده مى‏شد كه جاذبه منبر او در اثر آن پايدارى بوده است.

اين گستردگى فعلى و توجه توده مردم به طورى كه از سراسر كشور در شب‏هاى چهارشنبه و جمعه به آنجا هجوم مى‏آورند، مربوط به سى سال اخير است. سبب آن كسادى و علت اين رواج بى سابقه چيست؟ هر كسى چيزى را معرفى مى‏كند، ولى مجموع امور ذيل مى‏تواند در رواج وتوجه مردم دخيل باشد.

1 - وجود وسائل حمل و نقل

2 - آسفالت جاده و امكانات رفاهى

3 - گرفتارى و پريشانى مردم عصر حاضر كه هر شخص دهها گرفتارى طاقت فرسا دارد، و چون گرفتاران از راههاى مادى و اسباب عادى مأيوسند، به اماكن مقدّسه مخصوصا به اين مكان شريف رو مى‏آورند.

در هر حال وظيفه روحانيت و هيئت محترم امناى مسجد است كه از اين گرايش بى سابقه به طور صحيح استفاده كنند، و با امر به معروف و نهى از منكر و تصحيح عقايد و ترويج اخلاق حسنه از اين جمعيت انبوه، عاشقان و دلباختگانى عارف براى حضرت مهدى - ارواحنا فداه - تربيت نمايند.

"أللهُمَّ اجْعَلنا مِنْ أَعْوانِهِ وَأَنْصارِهِ وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ".

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:22  توسط  محمدرضادارابی   | 


موقعيّت مسجد مقدّس جمكران در زمان صفويّه و قاجاريّه


در كتاب "انوار المشعشعين" چنين آمده است: از سنگ تاريخى كه در آنجا مى‏باشد، چنين برمى‏آيد كه شخصى به نام اكبر شاه در سال ( 1116) آن را تعمير كرده است. اكبر شاه در ميان قلعه جمكران منزل داشته است، و اين شعر به عنوان تاريخ تعمير اكبر شاه بر آن سنگ نوشته شده بود:

بود كامل، از پى تاريخ پير عقل گفت

قائم آل محمّد را قدمگاه است اين

تا آنكه در اين ازمنه كه مخروبه شده بود، حاج عليقلى جمكرانى به مقدار سيصد تومان خرج نموده و يك طرف مسجد را تعمير كرد و باقى مسجد مخروبه بود، تا آن زمان كه در اوايل سلطنت مظفر الدين شاه قاجار، جناب مستطاب "ميرزا على اصغر خان" از صدارت معزول شد و به قم آمد؛ ايشان مدتى در قم ماند و در آن ايام مسجد شريف را تعمير نمود و عمارات و حجرات چندى در آنجا ساخت ...

سيد عبد الرحيم، خادم مسجد گويد: در حال حاضر دو سه خروار تخم افشان زمين كه در اطراف مسجد جمكران است وقف آن مسجد مى‏باشد، و فعلاً در تصرف ايشان (آقا سيّد عبد الرحيم) است. [28]

[29] نگارنده گويد: مرحوم ناصر الشريعه ماده تاريخ فوق را  1158دانسته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:21  توسط  محمدرضادارابی   | 

چكيده بحث راجع به سير تاريخى و قداست مسجد جمكران

 

چكيده بحث راجع به سير تاريخى و قداست مسجد جمكران

از آنچه مرقوم شد اين نتايج به دست مى‏آيد:

1 - نام مسجد جمكران در زمان سابق مسجد قدمگاه صاحب الزمان‏عليه‏السلام بوده، چنان كه مرحوم ارباب به آن تصريح نموده است.

2 - اين مسجد علاوه بر قداست ذاتى (مسجد بودن) داراى معنويت فوق العاده، و محل استجابت دعا و بروز كرامات، و تشرّف بعضى از اولياءاللَّه به محضر مقدّس مولاى عالم حضرت مهدى - ارواحنا فداه - و رفع اضطرار و پريشانى بعضى از مضطرين است، ولى هيچ تضمينى بر اين امور در روايات و دستورات دينى وجود ندارد. بنابراين نبايد مردم را به طور جزم به اين امور اميدوار كرد.

3 - حديث تأسيس مسجد جمكران به شرحى كه مرحوم حاجى نورى و ديگران مرقوم داشته‏اند، منقول از كتاب "مونس‏الحزين" ابو على شهيد سعيد محمّدبن حسن فتّال نيشابورى است. بنابراين، بعضى از شبهات خود به خود بر طرف مى‏شود.

4 - حديث مذكور از نظر محتوا موافق عقل و نقل است و با قواعد ثابت نيز سازگارى دارد و نماز تحيّت و نماز امام زمان‏عليه‏السلام نيز از مصاديق بارز قاعده تسامح در ادلّه سنن مى‏باشند.

5 - اين حديث از جهات تاريخى خبرى است واحد، و حجّيت آن مبتنى بر مبانى اصولى است. هرگاه كسى خبر واحد را در اُمور تاريخى نيز حجّت بداند و طريق حديث را هم معتبر بشناسد، مى‏تواند آن را به معصوم نسبت دهد.

6 - اين مسجد از قديم مورد توجه علماى بزرگ و مراجع عاليمقام بوده و هست.

7 - بايد توجه داشت كه اين مكان مسجد است نه زيارتگاه، و براى شب‏هاى چهارشنبه از نظر ادله امتيازى وجود ندارد.

8 - نسبت دادن اين حديث به ترجمه تاريخ قم از كتاب "مونس‏الحزين" بنا به ظنّ قوى ناشى از اشتباه بعضى از نويسندگان نسخه خطى است. آنها مطلبى را كه در حاشيه بوده به خيال اينكه از مؤلف متن است در متن كتاب مرقوم داشته‏اند و اين امر به تدريج به ساير نسخه‏ها نيز سرايت نموده است.

9 - گرچه از تاريخ قم فقط ترجمه پنج باب آن مانده است، ولى هشت باب از ترجمه آن ، نزد صاحب انوار المشعشعين و بعضى ديگر وجود داشته است. [25]

 

10 - گرچه از كتاب "نجم الثاقب" حاجى نورى استفاده مى‏شود كه ايشان حديث را بدون واسطه از تاريخ قم نقل كرده است، ولى در كتاب "جنّة المأوى" [26] و "كلمه طيبه" [27] مرقوم داشته است كه آن را از مجموعه‏اى كه به قلم مرحوم سيد نعمت‏اللَّه جزايرى نگارش يافته، روايت كرده است.

11 - نقل مرحوم محمد تقى بيك ارباب، قبل از تأليف كتاب‏هاى حاجى نورى است؛ بنابراين، مأخذِ نقل ايشان، كتابهاى قبل از حاجى نورى است، و اين امر بر اعتبار حديث  و تعدد منابع آن مى‏افزايد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:19  توسط  محمدرضادارابی   | 

توجّه
مراجع عصر به مسجد جمكران
 

1 - مرحوم آيةاللَّه بروجردى، مرجع على الاطلاق تشيع، به فرموده مرحوم آيةاللَّه حائرى با كمال دقتى كه در رجال و فقه احاديث داشته، حديث مسجد جمكران را پذيرفته و آن را تصحيح نموده است.

2 - مرحوم آيةاللَّه حجت كوه كمره‏اى.

3 - مرحوم آيةاللَّه حاج سيد محمد رضا گلپايگانى، مرجع تقليد معروف كه نگارنده سالها افتخار شاگردى ايشان را داشته است.

4 - [21] مرحوم آيةاللَّه نجفى مرعشى

 

5 - مرحوم آيةاللَّه حاج شيخ مرتضى حائرى، فرزند مؤسس حوزه علميه و استاد محقق و متفكر حوزه، كه اين جانب حدود پانزده سال از محضرشان در فقه و اصول استفاده مى‏بردم؛ ايشان مسجد جمكران را از آيات باهرات دانسته و با ادلّه متعدد، خبر حسن‏بن مثله را تصحيح كرده‏اند و فرموده‏اند من به صحت اين مسجد مبارك قطع دارم. تفصيل بعضى از ادلّه ايشان در داستانى كه از معظم‏له نقل مى‏شود، خواهد آمد.

6 - مرحوم حاج شيخ محمد تقى بافقى، كه از اوتاد زمان خود به حساب مى‏آمد.

7 - مرحوم حاج شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى، كه در سير و سلوك معروف، و به حقايق جهان فى‏الجمله وقوف داشته است.

8 - جمعى از مراجع كه هنوز در قيد حيات هستند (اطال اللَّه بقائهم)، و خود همراه آنان در مسجد جمكران بوده‏ام.

شگفت اينكه، اشكال تراشان نظر هر يك از مراجع فوق را در مهمترين فرائض بدون دغدغه مى‏پذيرند، ولى مسجد جمكران را با اينكه مورد توجه مراجع و مشايخ بوده و هست، و به قول مرحوم آية اللَّه حائرى تمام اعمالش موافق با ادله ديگر است، هدف ايراد و اشكال قرار مى‏دهند.

مرحوم آيةاللَّه حائرى، در ضمن بيان مطالبى در رابطه با تصحيح خبر حسن‏بن مثله، دو جريان مهم از مسجد مقدس جمكران نقل مى‏كنند كه در اينجا به آنها اشاره مى‏شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:17  توسط  محمدرضادارابی   | 

حديث بناى مسجد جمكران


 بيان حاجى نورى در توجيه حديث


 حل عقده و پا سخ اساسى


توضیع ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 22:11  توسط  محمدرضادارابی   | 


نماز امام زمان‏عليه‏السلام



چون نماز بهترين عبادات و كليد حل مشكلات است، بر آن شدم كه سرآغاز تحقيقاتم را نماز امام زمان‏عليه‏السلام قرار دهم. اين نماز را علماى بزرگ شيعه در كتابهاى خود روايت كرده‏اند كه ما در اينجا به چهار طريق آن را نقل مى‏كنيم:

الف - سيدبن طاووس مى‏نويسد:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/08ساعت 23:56  توسط  محمدرضادارابی   | 

اللهم عجل لولیک الفــرج
+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/08ساعت 23:28  توسط  محمدرضادارابی   | 


انتظار فرج


انتظار یعنی  :


   انتظار یعنی  دروغ نگفتن.

   انتظار یعنی غیبت نکردن.

   انتظار یعنی تهمت نزدن.

   انتظار یعنی نماز به موقع خواندن.

   انتظار یعنی زکات دادن .

   انتظار یعنی چشم خود را کنترل کردن.

   انتظار یعنی قدم صحیح برداشتن .

   انتظار یعنی عمل به قرآن.

   انتظار یعنی احترام گذاشتن .

   انتظار یعنی با ادب بودن.

   انتظار یعنی کنترل سخن داشتن.

   انتظار یعنی راستگو بودن.

   انتظار یعنی امانت دار بودن.

   انتظار یعنی خشم خود را فرو بردن.

   انتظار یعنی بخشنده بودن.

   انتظار یعنی هر لخظه به یاد خدا بودن.

   انتظار یعنی دیگران را کوچک نشماردن.

   انتظار یعنی علی وار بودن.

   انتظار یعنی دیگران را مسخره نکردن.

   انتظار یعنی امر به معروف کردن.

   انتظار یعنی نهی از منکر کردن.

   انتظار یعنی در راه خدا جهاد کردن.

   انتظار یعنی ...

 

  آیا می توانیم خودمان رایک منتظر بنامیم؟



+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 20:49  توسط  محمدرضادارابی   | 


جمعه وامام زمان

 

چرا روز جمعه را متعلق به امام زمان مي نامند؟

روز جمعه از چند جهت اختصاص و تعلق به امام عصر(ع) دارد:

1- ولادت با سعادت آن حضرت در روز جمعه بوده است.

2- يكي از روزهاي كه گفته شده ظهور آن حضرت در آن واقع خواه شد، روز جمعه خواهد بود.

3- انتظار فرج در روز جمعه بيش از روزهاي ديگر سفارش شده است و در زيارت حضرت مهدي(ع) در روز جمعه آمده است: "هذا يوم الجمعه و هو يومك المتوقّع فيه ظهورك والفرج فيه للمؤمنين علي يدك"، اين روز جمعه، روز تو است كه انتظار ظهور تو در آن داريم و انتظار فرج و گشايش امور مؤمنان در اين روز بر دست تو را انتظار مي كشيم.

و در حيثي از پيامبر (ص)نقل شده : روز شنبه، رسول خدا(ص) و يكشنبه اميرالمؤمنين(ع) و دوشنبه، حسن و حسين(ع) و سه شنبه علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد(ع) و چهارشنبه موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و پنج شنبه فرزندم حسن و جمعه فرزند فرزندم(حضرت مهدي(ع)) است.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 20:42  توسط  محمدرضادارابی   | 

 

معنای انتظار ظهور

 

وقتى به ما مى‏گويند منتظر فرج باشيد، فقط اين نيست كه منتظر فرج نهايى باشيد، بلكه معنايش اين است كه هر بن‏بستى قابل گشوده‌شدن است. فرج، يعنى اين؛ فرج، يعنى گشايش. مسلمان با درسِ انتظار فرج مى‏آموزد و تعليم مى‏گيرد كه هيچ بن‏بستى در زندگى بشر وجود ندارد كه نشود آن را باز كرد و لازم باشد كه انسان نااميد دست روى دست بگذارد و بنشيند و بگويد ديگر كارى نمى‏شود كرد؛ نه، وقتى در نهايتِ زندگىِ انسان، در مقابله با اين‏همه حركت ظالمانه و ستمگرانه، خورشيدِ فرج ظهور خواهد كرد، پس در بن‏بست‏هاى جارى زندگى هم همين فرج متوقَّع و مورد انتظار است. اين، درس اميد به همه انسان‌هاست؛ اين، درس انتظار واقعى به همه انسان‌هاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال دانسته‏اند؛ معلوم مى‏شود انتظار، يك عمل است، بى‏عملى نيست. نبايد اشتباه كرد، خيال كرد كه انتظار يعنى اين‏كه دست روى دست بگذاريم و منتظر بمانيم تا يك كارى بشود. انتظار يك عمل است، يك آماده‏سازى است، يك تقويت انگيزه در دل و درون است، يك نشاط و تحرك و پويايى است در همه زمينه‏ها. اين، در واقع تفسير اين آيات كريمه قرآنى است كه: «وَ نُريدُ اَن نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ استُضعِفوا فِي الارضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثينَ (قصص: 5)» يا «اِنَّ الارضَ للهِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِه وَ العاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ (اعراف: 128)». يعنى هيچ‏وقت ملت‌ها و امت‏ها نبايد از گشايش مأيوس شوند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 7:44  توسط  محمدرضادارابی   | 

 

 

 از مشرق قلبم رسيده فاطميه 


 رخت عزايم كو ، رسيده فاطميه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 14:26  توسط  محمدرضادارابی   | 

 

شهادت حضرت زهرا عليه السّلام

 

اللهم صل علي محمد و ال محمد

 


شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت امّ الائمة النجباء صديقه كبرى فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها در مدينه 75 روز پس از رحلت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله واقع شده است .                                                    .
(زاد المعاد: ص 374. فيض العلام: ص 246. بحار الانوار: ج 22، ص 545)
اقوال ديگر در باره شهادت حضرت در سوم جمادى الثانيه خواهد آمد.
در شب چهاردهم، امير المؤمنين عليه السّلام به همراه جمعى قليل از گلهاى سر سبد اصحاب، بدن مطهر صديقه كبرى سلام اللَّه عليها را به خاك سپردند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 21:27  توسط  محمدرضادارابی   | 


زندگينامه حضرت فاطمه زهرا(س)



زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام ص‏37


آية الله مظاهرى


اسم آن خانم، فاطمه است و براى آن بزرگوار هشت لقب ذكر كرده‏اند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره (1) . از بعضى روايات استفاده مى‏شود كه زكيه و محدثه از القاب آن خانم است و كنيه او ام ابيها است. (2)

عمر آن بزرگوار تقريبا هجده سال است. در روز جمعه بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت‏به دنيا آمد (3) و سال يازدهم از هجرت، سوم جمادى الثانى (4) به دست گردانندگان سقيفه بنى ساعده شهيد شد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 21:10  توسط  محمدرضادارابی   | 


  زندگی حضرت زهرا به روایتی 


زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (س) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، �اهتمام و جديت نسبت به دين� بوده است.
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن �ياس نبى� وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن �ريحانه رسول� گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن �سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل� است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 21:2  توسط  محمدرضادارابی   | 


زندگينامه حضرت مهدي(ع)


ولادت 

ولادت حضرت مهدي صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجري بود پس از اينكه دو قرن و اندي از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادي ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسكري ( ع ) رسيد ، كم كم در بين فرمانروايان و دستگاه حكومت جبار ، نگراني هايي پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثي بود كه در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسكري ( ع ) فرزندي  تولد خواهد يافت كه تخت و كاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد كرد و عدل و داد را

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 20:47  توسط  محمدرضادارابی   | 


فرا رسیدن ایام شهادت حضرت زهرا

سلام الله علیها را به محضر فرزندش

آقا امام زمان (عج) تسلیت عرض

می نماییم .


 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 20:38  توسط  محمدرضادارابی   | 

اس ام اس شهادت حضرت زهرا (س)

اس ام اس شهادت حضرت زهرا (س)

اس ام اس شهادت حضرت زهرا (س)

اس ام اس شهادت حضرت زهرا (س)

اس ام اس شهادت حضرت زهرا (س)

اس ام اس شهادت حضرت زهرا (س)

اس ام اس شهادت حضرت زهرا (س)


برای دیدن اس ام اس های شهادت به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17ساعت 20:58  توسط  محمدرضادارابی   | 


 شهادت حضرت زهرا (س) رابه همه شیعیان

تسلیت عرض می نمایم 


عشق یعنی دل سپردن در الست

                            از می وصل الهی  مستِ مست


عشق  یعنی  ذكر ناموس  خدا


                            یا علی گفتن به زیر دست و پا


عشق  یعنی  جلوه  صبر  خدا


                           شرم ایوب نبی  از مرتضی


عشق بر دلداده  فرمان  می‌دهد


                          عاشق جان داده را جان می‌دهد


عشق باعث شد كه دل سامان گرفت


                          پشت درب خانه زهرا جان گرفت


عشق  یعنی انقلاب فاطمه


                          از كبودی  چشم تار فاطمه


عشق یعنی عشق ناب فاطمه


                          بیت الاحزان خراب فاطمه


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17ساعت 20:37  توسط  محمدرضادارابی   | 
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












التماس دعا

محمدرضادارابی

<التماس دعا>
...........................................
جشنواره  سراسری وبلاگ نویسی تبیان در حال برگزاری است . ثبت نام کنید



پخش آنلاین نواهای اسلامی

خطاطي نستعليق آنلاين