از مشرق قلبم رسيده فاطميه
رخت عزايم كو ، رسيده فاطميه
در حريم فاطميّه مرغ دل پر مي زند
ناله از مظلومي زهراي اطهر مي زند
تا رخصت حضور نيابد، شب طلوع
مهتاب از ادب نتراود به روزنش
تا کعبه راز سنگ کرامت نيفکند
از چشم روزگار نهان است مدفنش
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
و ز تربتِ او كسي نشان دارد، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري
جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت
اي كاش مدينه در و ديوار نداشت
فرياد دل محسن زهرا اين بود
اي كاش در سوخته مسمار نداشت
كاش قلبم به قبرش راه داشت
كاش زهرا هم زيارتگاه داشت
حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود ،
خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود ،
اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه ،
گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود .
الا اي چاه يارم را گرفتند
گلم، باغم، بهارم را گرفتند
ميان کوچه ها با ضرب سيلي
همه دار و ندارم را گرفتند
ناموس خدا، دخت نبي، همسر حيدر
امّ الحسنين، شافعه ي خلق به محشر
اين غم نرود از نظر ما که ز کين شد
نيلي رخت از سيلي آن شوم بد اختر
يا رب تو عذابش بنما بيشتر از پيش
آنکس که به پهلوي وي از کينه زدي در
هر سينه که دوستدار زهراست
آشفته و بي قرار زهراست
گنجينه ي هفت آسمان ها
در سينه ي خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همين بس
عالم همه وامدار زهراست
بريزم اشک غم، از ديده بر رخسار مادر جان
بنالم در عزايت بادل افکار مادر جان
به ياد آرم از آن ساعت که با پهلوي بشکسته
کشيدي ناله در بين در و ديوار مادر جان
از آن غصب فدک و ز بردن حيدر سوي مسجد
مرا ديگر نباشد طاقت گفتار مادر جان
تا که پرسيدم ز منطق، عشق چيست
در جوابم اينچنين گفت و گريست
ليلي ومجنون همه افسانه اند
عشق تفسيري ز زهرا و عليست
از فاطمه اکتفا به نامش نکنيد
نشناخته توصيف مقامش نکنيد
هر کس که در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نکنيد
يا علي رفتم بقيع اما چه سود
هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود
يا علي قبر پرستويت کجاست
آن گل صد برگ خوشبويت کجاست
هر چه ياشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بي فاطمه (س) بي حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
جاهلان خيال بافتند
فرق شيعه را شکافتند
زخم شيعه را نمک زدند
قفل بر در فدک زدند
تاب ديدنت نداشتند
داغ بر دلت گذاشتند
تير و قلب عاشق آه آه
سيلي و شقايق آه آه
1. الا اي چاه يارم را گرفتند
گلم، باغم، بهارم را گرفتند
ميان کوچه ها با ضرب سيلي
همه دار و ندارم را گرفتند.
...
ايام شهادت اولين شهيد راه ولايت بر شما تسليت باد.
2. ناموس خدا، دخت نبي، همسر حيدر
امّ الحسنين، شافعه ي خلق به محشر
اين غم نرود از نظر ما که ز کين شد
نيلي رخت از سيلي آن شوم بد اختر
يا رب تو عذابش بنما بيشتر از پيش
آنکس که به پهلوي وي از کينه زدي در
3. هر سينه که دوستدار زهراست
آشفته و بي قرار زهراست
گنجينه ي هفت آسمان ها
در سينه ي خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همين بس
عالم همه وامدار زهراست
4. بريزم اشک غم، از ديده بر رخسار مادر جان
بنالم در عزايت بادل افکار مادر جان
به ياد آرم از آن ساعت که با پهلوي بشکسته
کشيدي ناله در بين در و ديوار مادر جان
از آن غصب فدک و ز بردن حيدر سوي مسجد
مرا ديگر نباشد طاقت گفتار مادر جان
5. گل من که رنگش نيلي نبود / جواب محبت که سيلي نبود
...
خدايا به سوز دل مولا علي-ع و به پهلوي بشکسته ي زهراي مرضيه-س
قَسمت مي دهيم که فرج منتقم شان را برساني .. آمين
6. اي بتول پاک، السلام
قلب چاک چاک السلام
حاصل جواني علي
ماه ارغواني علي
لحظه اي درنگ کن بمان
وقت ناتواني علي
بي تو سر بلند مي کنند
دشمنان جاني علي
بي تو سجده مي کند به خاک
روح آسماني علي
7. سرفصل کتاب آفرينش زهراست
روح ادب وکمال و بينش زهراست
روزي که گشايند در باغ بهشت
مسئول گزينش و پذيرش زهراست
--
8. گرچه مظلومي مولا سندي معتبر است اين سند ثابت و امضا شده با ميخ در است.
بانو نمي يابيمت ، اما کنار تو گريه مرسوم است ، مگر مي توان پهلوي تو بود و
شکسته نبود .
9. نام خود را خصم ، داغ ننگ زد / ديد بار شيشه داري ، سنگ زد
10. باد پاييزي اگر برگ خزان را مي برد
مهر زهرا هم گناه شيعيان را مي برد
11. تا که پرسيدم ز منطق، عشق چيست
در جوابم اينچنين گفت و گريست
ليلي ومجنون همه افسانه اند
عشق تفسيري ز زهرا (س)وعليست(ع)