|
وضع فعلى مسجد جمكران و برنامه ريزى براى آينده در حال حاضر فضاى مسجد و اطراف آن صدها هزار متر مربع را است. در گزارشى آمده است كه طبق طرح تصويبى سال 1376شمسى، طرح جامع مسجد شامل چهار صد هكتار اراضى منطقه است كه حدود چهل هكتار (چهارصد هزار متر) محدوده داخلى مسجد پيش بينى شده است. در بخش ديگر اين گزارش آمده است كه سالانه حدود پانزده ميليون نفر به مسجد جمكران [34] مىآيند.
مشاهدات عينى نگارنده در شهريور 1378 چون نوبت به بيان وضع مسجد در حال حاضر رسيد، براى اينكه چيزى را بدون تحقيق ننويسم، عصر روز سه شنبه نهم شهريور ( 1378) شمسى، مطابق با پانزدهم جمادى الثانى ( 1420) قمرى، ابتدا با بعضى از دوستان از كوه خضر ديدن نمودم. اين كوه حدّ فاصل بين قم و جمكران است و حدود سه كيلومتر با جمكران فاصله دارد. راه اين كوه در حال حاضر منحصر به جادهاى است كه از شهرك امام خمينى به آن كوه منتهى مىشود. از پايين كه نگاه شود، چندان مرتفع نيست، ولى از بالاى آن بسيار مَهيب و مرتفع به نظر مىرسد، وقتى از بالا به پايين نگاه شود گويا از هواپيما به زمين نگاه مىشود. آن چنان حيرت آور و وحشتانگيز است كه پايين آمدن را بر انسان دشوار مىسازد. افضلالملك كه در سال ( 1310) قمرى از اين كوه ديدن كرده است مىنويسد: وجه تسميه اين كوه به خضر اين است كه مىگويند: در اينجا حضرت خضر ديده شده است. وى مىنويسد: از قديم اوتاد و [35] اقطاب در آن كوه به اعتزال به سر مىبردند. در بالاى كوه مسجد كوچكى است، داراى محراب و جالب توجّه. نگارنده نماز مغرب را در آنجا خواندم. صاحب كتاب انوار المشعشعين كه در سال ( 1302) قمرى به تدوين آن كتاب اشتغال داشته است مىگويد: شخصى نذر كرد كه هرگاه حاجتش روا شود براى بالا رفتن به آن كوه پلّه بسازد، چون حاجت روا شد، [36] سيصد پلّه براى آن كوه درست كرد. ولى در حال حاضر، جاده را به صورت مارپيچ درست كردهاند و انسان به آسانى مىتواند بالا رود. قلّه كوه را هم تسطيح نمودهاند، به طورى كه جمع زيادى مىتوانند در بالاى كوه اجتماع كنند. از قرار مسموع در سال گذشته، بعضى از ارگانهاى دولتى در آنجإ؛""كك مراسم خواندن دعاى عرفه را بپا داشتند. در هر حال اين كوه حيرت افزا و ديدنى است. كسى كه مكّه را ديده و به جبل النور رفته باشد در بالاى اين كوه به ياد غار حرا مىافتد. در بالاى كوه احساس معنويّت مىشود و تمام شهر و اطراف آن به خوبى ديده مىشود. خصوصيات آن كوه قابل توصيف نيست. امكانات عيّاشى در آنجا وجود ندارد، لذا هر نوع شايعه مركزيت آن كوه براى گناه تكذيب مىشود. بعد از اداى فريضه مغرب، راهى مسجد جمكران شديم. حدود نيم ساعت از شب گذشته بود كه وارد شبستان مسجد شدم. به سختى توانستم جايى براى نماز عشا پيدا كنم. بعد از فريضه عشاء براى بررسى اوضاع از شبستان خارج شدم. تمام فضاى رو باز اطراف مسجد كه چندين هزار متر مربع مىباشد، زير پوشش جمعيت بود.اكثر مردم به نماز و دعا مشغول بودند و هر دقيقه به عدد آنان اضافه مىشد. از آنجا، راهى درمانگاه مجلّل و مجهّز مسجد جمكران شدم. آمارى از دكترهاى متديّن كه رايگان براى معاينه و نسخه نويسى به آن درمانگاه مىآيند در تابلوى بزرگى نوشته شده بود. داروخانهاش داير و فضايش مملوّ از مسافر بود. بعد از مدّتى كوتاه به طرف مسجد آمدم. صدها دستگاه وسيله نقليه از كوچك و بزرگ در بيابانهاى اطراف به چشم مىخورد. سيل خروشان جمعيت رو به افزايش بود و از بلندگوهاى مسجد صداى قرآن طنين انداز بود. بعد از ديدار با بعضى از اعضاى هيئت مديره و صرف شام، مجدّدا از فضاى روباز مسجد مسير خروجى را طى كردم. با دقت وضع مردم را زير نظر گرفتم. اكثر آنان مشغول دعا و نماز و عبادت بودند. مجموع اين وضعيت در داخل فضاى روباز، منظره مسجد الحرام و منظره منى و عرفات را در ذهن انسان تداعى مىنمود. در اين هنگام، مدح امام زمان از بلندگوى مسجد پخش مىشد. اوضاع سمعى و بصرى آن چنان جذّاب بود كه قابل توصيف نيست. از داخل تاكسى مشاهده كردم كه يك روحانى محاسن سفيد، از ديدن اين منظره و شنيدن مدح امام زمانعليهالسلام آن چنان به وجد آمده كه گويى به طرف مسجد پرواز مىكند و با ريختن اشك چشم و تكان دادن دستها گويا امام را مىبيند. خلاصه چنان از خود بيخود بود كه اين بنده سنگدل را به گريه انداخت. از بعضى در مقام انتقاد شنيده مىشود كه به بهانه جمكران، بعضى از مردم راهى صحنه گناه مىشوند. پاسخ ايشان مثل مشهور است: "براى يك بى نماز، درِ مسجد بسته نمىشود". از يك اجتماع چند هزار نفرى نبايد توقّع عصمت داشت. انجام چند جرم يك امر طبيعى هر اجتماع است. اشكال تراشان بيايند اشكال را برطرف كنند و از اين جمعيت كه با هزينه خود از اطراف كشور به اين مكان مىآيند با امر به معروف و نهى از منكر و تبليغات صحيح بهره بردارى كنند. اين اجتماع عبادى در هر مكانى باشد آن مكان، مقدّس مىشود و در هر بيابانى كه فرياد و ضجّه بلند نمايند، جاى استجابت دعا مىگردد. همه بايد جمع شويم از افراط و تفريطها و اسراف كاريها، تجملات و خود سريها بكاهيم و آن چنان را آن چنانتر بنمائيم. اى به كشور ايمان، شهريار بى همتا! وى به عرصه امكان، گنج علم سبحانى! آيت خدايى تو، جان مصطفايى تو قلب مرتضايى تو، هفت سرّ قرآنى هم نهانى و هم پيدا، در مَثَل چو خورشيدى گر چه از نظر چندى است زير ابر پنهانى اى عجب به پنهانى، مىزند ره دلها نرگست به شهلايى زلفت از پريشانى! از رخت نقاب افكن، راز عالمى بگشا تا عيان شود بر خلق، سرّ اوّل و ثانى حال ما مسلمانان، در هم است و بى سامان درد ما شود درمان، از لبت به آسانى خاطرِ "الهى" را از رخت چون ماه افروز كز غمت شب هجران، در هم است و ظلمانى
|
********************* التماس دعا ********************* ************************** ******************** *********************
|