|
ملاقات با امام زمانعليهالسلام نگارنده قبول دارد كه در غيبت كبرا بعضى از نفوس قدسيّه چون سيّدبن طاووس وعلامه بحرالعلوم و شيخ محمد كوفى، موفق به ديدار يوسف فاطمه، حضرت مهدى موعود - روحى فداه - گرديدهاند، اما اين لياقت نصيب هر شخص نمىشود، و تا كسى خود را مهذّب ننمايد و سنخيّت با آن نيّر وجود پيدا نكند، چنين نعمتى نصيب او نمىشود. (مقصود، ملاقات اختيارى توأم با شناسايى است).
علامه سيّد مهدى بحرالعلومرحمةاللَّه - كه از اعاظم علماى اماميّه و داراى كرامات باهره بوده است - در بحث اجماع، راه جديدى را ابداع فرموده است كه از آن در گفتارِ علماىِ اصولِ قرنِ حاضر، به اجماع تشرّفى تعبير مىشود. چكيده نظر ايشان اين است: در زمان غيبت كبرا براى بعضى از حاملين اسرار و علماى ابرار، توفيق تشرف حاصل و به ديدار امام نايل مىشوند، ولى چون مأمور به كتمان ديدارند، حكم خدا را در پوشش [43] اجماع ابراز مىدارند. اين ديدگاه، مورد قبول محققان از علماى اصول واقع شده است، شيخ انصارى در كتاب "فرائد" آن را [44] پذيرفته، ولى در غايت ندرت دانسته است.
[45] صاحب "كفاية الاصول" نيز حصول آن را براى اوحدى از علما قبول نموده است. مرحوم ملا احمد نراقى و ملا اسداللَّه شوشترى كه هر دو از اكابر فقها مىباشند فرمودهاند: بسيارى از دعاها، استخارات، آداب و اعمال استحبابى كه مدرك روايى ندارند، بر اين اساس تدوين و تنظيم [46] گرديدهاند.
تشرف علامه بحرالعلوم خدمت امام زمانعليهالسلام همان گونه كه درباره علامه بحرالعلوم ( 1212 - 1155) مرقوم شد، فيض شرفيابى او به حضور امام [47] عصر و ناموس دهر - عجلاللَّه تعالى فرجه الشريف - متواتر است. محدث قمى در كتاب "فوائد رضويه" چند داستان براى ايشان نقل كرده است كه به چكيده بعضى از آنها در اين نوشتار اكتفا مىشود: 1 - بزرگان، از "ملّا زينالعابدين سلماسى" كه از محارم اسرار سيد بوده است نقل كردهاند كه روزى ميرزاى قمى به ديدار سيّد آمد، وقتى مجلس خلوت شد ميرزا به سيّد گفت: از نعمتهاى غيرمتناهى كه به شما براىتان روزى شده، ما را به فيض برسانيد. سيد فرمود: دو شب قبل (شب گذشته) در مسجد سهله فيض ملاقات برايم حاصل شد و مناجات امام زمانعليهالسلام را با الفاظى جالب كه دل را منقلب و چشم را گريان مىكرد استماع نمودم؛ بعد از پايان مناجات، من را به نام فراخواندند، نزديك رفتم تا جايى كه دست من به آن جناب مىرسيد. مرحوم سلماسى گويد: چون كلام به اينجا رسيد، سيّد وارد مطلب ديگرى شد. بعد از آن ميرزاى قمى خواستار ادامه داستان شد، ولى سيد به او فهماند كه اين از اسرار مكتوم است. 2 - باز از مرحوم سلماسى نقل شده است كه شخصى از سيّد پرسيد: آيا در زمان غيبت كبرا ديدار امام حاصل مىشود؟ سيّد در حالى كه مشغول كشيدن قليان بود، سر به زير انداخت و آهسته فرمود: چه بگويم در جواب او و حال آنكه آن حضرت من را در بغل كشيده و به سينه خود چسبانيدهاند، و از طرفى تكذيب مدّعى ديدار آن بزرگوار وارد شده است. سپس به آن سائل فرمود: از اهل بيت عصمتعليهمالسلام تكذيب مدّعى ديدار رسيده است و ديگر براى او [48] چيزى نقل نكرد.
مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ مرتضى حائرى فرمود: در جريان تحريم تنباكو، ميرزاى شيرازى با صلاحديد اصحاب خود، مانند مرحوم سيد محمد فشاركى، مصممّ شد استعمال تنباكو را كتباً تحريم كند، ولى حدود يك هفته اين كار به تاخير افتاد. اصحاب ميرزا ناراحت بودند، سرانجام مرحوم فشاركى - كه از اعاظم شاگردان ايشان محسوب مىشده است - به حضور ميرزا رفت و با كسب اجازه از ايشان، معروض داشت: چرا در صدور اعلاميه تحريم تنباكو، مسامحه مىكنيد؟ ميرزا فرمود: منتظر بودم مطلب توسّط دست ديگرى نوشته شود (امام زمان سلام اللَّه عليه)، امروز در سرداب مطهر اين حالت برايم حاصل شد و نوشتم وفرستادم: "اليوم شرب التوتون در حكم محاربه با امام [49] زمانعليهالسلام است". مرحوم آيت اللَّه حائرى در ملحقات شرح زندگانى والد محترمشان (مرحوم آيةاللَّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى) فهرستى را درباره فيض يافتگان ديدار، تنظيم نموده است، در آنجا مىنويسد: "اين فهرست كه نزديك به پانصد نفر مىرسد دلالت دارد بر نشانههايى از حضرت خليفة اللَّه فى ارضه". نگارنده گويد: ولى آنچه نزد اين جانب است بيشتر از سى داستان نيست، ظاهراً موفق به اتمام آن نشدهاند. در ميان اين آمار، داستان شيخ محمد كوفى - كه نامه براى مرحوم آيت اللَّه سيّد ابوالحسن اصفهانى آورد - و داستان مسجد حاج يداللَّه رجبيان در قم، و داستان ختم آيه نور - كه براى خودشان اتفاق افتاده است - و داستان شيخ عبداللَّه مهرجردى، وداستان منقول از ميرزا محمدباقر اصطبهاناتى در رابطه با طلبهاى كه از مقام خود صرف نظر كرده و به تهران براى تحصيل رفته است، به چشم مىخورد.
حكايتى را شنيده بودم و در بعضى كتابها هم نوشتهاند، چكيدهاش اين است كه مردى طالب ديدار بود و در اين راه رياضتها كشيدهاند. شبى به او نويد مىدهند كه در فلان شهر (يكى از بلاد را نام مىبرند) اين فيض نصيب تو مىشود. او خود را به آن شهر مىرساند. به او نويد داده مىشود كه امام درب دكان فلان كاسب قفل و كليد ساز نشستهاند. وى خود را به آن دكان رساند و به فيض ديدار نائل شد؛ اما در اثنا ملاحظه كرد كه پير زنى فرتوت قفلى را به بازار آورده و از بيچارگى آن را در معرض فروش قرار داده است. اهل بازار هر كدام آن قفل را به قيمت ناچيز ارزيابى نمودند، جز كاسبى كه امام در كنار دكّان او جلوس نموده بود؛ اين كاسب ارزش واقعى قفل را اعلام داشت و گفت: با اندك تنزّلى حاضرم آن را بخرم و به همان مقدار كمى كه تنزّل دادم در سود خود بسنده مىكنم. پيرزن خرسند شد و قفل را به ارزش مذكور به او فروخت و رفت. آن هنگام امام رو به آن مهمان طالب ديدار كرد و فرمود: اين طور باشيد تا ما خودمان شما را ديدار كنيم، و به زحمتِ رياضت، خودتان را گرفتار نكنيد. امام صادقعليهالسلام مىفرمايد: "من سرّ أن يكون من أصحاب القائمعليهالسلام فلينتظر وليعمل بالورع ومحاسن الأخلاق، وهو منتظر، فإن مات و قام القائم بعده كان له من الأجر مثل أجر من أدركه، فجدّوا [50] وانتظروا، هنيئاً لكم أيّتها العصابة المرحومة". كسى كه دوست دارد يار امام زمانعليهالسلام باشد، بايد انتظارش توأم با پارسايى و اخلاق حسنه باشد. اگر اين افراد قبل از قيام امامعليهالسلام بميرند، اجرشان همانند كسانى است كه موفق به ياريش شدهاند. بكوشيد و منتظر باشيد، گوارا باد شما را اى گروه بخشوده شده
|
********************* التماس دعا ********************* ************************** ******************** *********************
|